ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست و هشتم- يكصد و بيست و نهم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
ولايت
٤ ص
(٤)
ولايت غير الهى
٦ ص
(٥)
مراتب ولايت
٦ ص
(٦)
عيدالله اكبر
١٢ ص
(٧)
عيد الله الاكبر!
١٣ ص
(٨)
نبايد طرح مسئله غدير به جدايى مسلمان ها بيانجامد
١٣ ص
(٩)
عيد غدير، سنّت ملّى ماست
١٣ ص
(١٠)
اوج مطلوب همه رسالت ها
١٤ ص
(١١)
بشريّت، حكومت پنج ساله اميرالمؤمنين (ع) را هرگز فراموش نخواهد كرد
١٤ ص
(١٢)
كتاب الغدير
١٤ ص
(١٣)
او، عادل ترين شما در بين مردم است!
١٥ ص
(١٤)
غدير و انقلاب اسلامى ايران
١٥ ص
(١٥)
فعّاليت هاى اميرالمؤمنين (ع) پيش از حكومت
١٦ ص
(١٦)
غدير، بزرگ ترين عيد اسلامى
٢٢ ص
(١٧)
اعتراف خليفه!
٢٦ ص
(١٨)
ما خدا و اهل بيت (ع)
٢٨ ص
(١٩)
گلستانه
٣٠ ص
(٢٠)
دست خدا
٣٠ ص
(٢١)
امير در ميخانه
٣٠ ص
(٢٢)
خانه على (ع)
٣٠ ص
(٢٣)
عيد است ساقيا !
٣١ ص
(٢٤)
ترازوى عدل
٣١ ص
(٢٥)
اى راز سر به مهر
٣٢ ص
(٢٦)
با ذكر ياعلى
٣٢ ص
(٢٧)
مدحت على (ع)
٣٢ ص
(٢٨)
خم غدير
٣٣ ص
(٢٩)
معرفت به نورانيت
٣٤ ص
(٣٠)
ولايت، قطب قرآن است
٤٢ ص
(٣١)
مرتبه آل محمّد (ص)
٤٦ ص
(٣٢)
مباهله سند برگزيدگى
٥١ ص
(٣٣)
واژه مباهله
٥١ ص
(٣٤)
آيه مباهله
٥١ ص
(٣٥)
جايگاه نجران
٥١ ص
(٣٦)
روايتى از مباهله
٥٤ ص
(٣٧)
امام، طبيب انسانيت است!
٥٥ ص
(٣٨)
ولايت مولا
٦٠ ص
(٣٩)
بهترين خواسته!
٦٦ ص
(٤٠)
على (ع) در نگاه اهل سنّت
٦٨ ص
(٤١)
الف) فضايل اميرمؤمنان (ع) در صحيحين
٦٨ ص
(٤٢)
اسبان پيشانى سفيد
٧٢ ص
(٤٣)
سرّ دلبران از حديث ديگران
٧٤ ص
(٤٤)
اميرمؤمنان (ع) در حديث ديگران- جبران خليل جبران
٧٥ ص
(٤٥)
اميرمؤمنان (ع) در حديث ديگران- ميخائيل نعيمه
٧٥ ص
(٤٦)
اميرمؤمنان در حديث ديگران- دكتر بولس سلامه، اديب و حقوقدان
٧٦ ص
(٤٧)
كشيش دبير اوّل سفارت انگليس در بغداد
٧٧ ص
(٤٨)
اعجاز عددى امامان (ع)
٧٨ ص
(٤٩)
اعجاز قرآن كريم
٧٨ ص
(٥٠)
اعجاز عددى قرآن و امامان (ع)
٧٩ ص
(٥١)
چه كسى راز عدد 12 را مى داند؟
٨١ ص
(٥٢)
تأسيس شيعه
٨٢ ص
(٥٣)
تدابير پيامبر (ص) براى خلافت امام على (ع)
٨٤ ص
(٥٤)
آمادگى تربيتى
٨٤ ص
(٥٥)
تصريح بر ولايت و امامت
٨٧ ص
(٥٦)
تدابير عملى
٨٧ ص
(٥٧)
1 بلند كردن دست امام على (ع) در روز غدير خم
٨٧ ص
(٥٨)
2 فرستادن لشكر اسامه
٨٨ ص
(٥٩)
3 دعوت به نوشتن وصيّت
٨٩ ص
(٦٠)
چرا عمر از نوشتن نامه جلوگيرى كرد؟
٩٠ ص
(٦١)
يعسوب الدّين
٩٢ ص
(٦٢)
كَرم امام رضا (ع)
٩٥ ص
(٦٣)
سنّت وصايت، سنّت عموم انبياء است
٩٦ ص
(٦٤)
فضائل عترت در حديث ثقلين
٩٩ ص
(٦٥)
جام جهان بين!
١٠٢ ص
(٦٦)
پيش گويى هاى اميرمؤمنان (ع)
١٠٢ ص
(٦٧)
مقدّمه
١٠٣ ص
(٦٨)
انواع پيش گويى هاى علوى
١٠٣ ص
(٦٩)
1 پيش گويى هاى محقّق شده در دوره حضرت على (ع)
١٠٣ ص
(٧٠)
2 پيش گويى هاى محقّق شده پس از شهادت امام على (ع)
١٠٤ ص
(٧١)
3 پيش گويى ها درباره آخرالزّمان و آستانه ظهور و
١٠٤ ص
(٧٢)
علم غيب نزد ائمّه (ع)
١٠٦ ص
(٧٣)
علم جفر
١٠٨ ص
(٧٤)
بيان اجمالى معناى جفر
١٠٩ ص
(٧٥)
جايگاه جفر نزد اهل بيت (ع)
١٠٩ ص
(٧٦)
جفر؛ يك كتاب امنيّتى
١٠٩ ص
(٧٧)
جامعيّت محتواى كتب موجود در جفر
١٠٩ ص
(٧٨)
جفر يا دستورالعمل حكومتى
١٠٩ ص
(٧٩)
توضيح درباره محتواى هر يك از كتب موجود در جفر
١١٠ ص
(٨٠)
جفر سند حقّانيت خلافت امام حسن (ع) در مقابل حكومت معاويه
١١٠ ص
(٨١)
علم كتاب تماماً نزد اميرالمؤمنين است
١١٢ ص
(٨٢)
گنجينه معارف غدير
١١٤ ص
(٨٣)
آشنايى با زيارت اميرالمؤمنين در روز غدير
١١٤ ص
(٨٤)
1 بيان آيات نازل شده در شأن اميرمؤمنان (ع)
١١٤ ص
(٨٥)
2 شرح رويدادهاى گوناگون مرتبط با امام على (ع)
١١٦ ص
(٨٦)
3 بيان اوصاف اميرمؤمنان (ع)
١١٦ ص
(٨٧)
معجزه توسّل
١١٨ ص
(٨٨)
خطبه شقشقيه
١٢٢ ص
(٨٩)
اعمال شب و روز غدير
١٢٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - غدير و انقلاب اسلامى ايران

مسئله غدير، ورود نبى مكرّم (ص) در امر مديريّت جامعه است‌

مسئله غدير و تعيين اميرالمؤمنين (ع) به عنوان ولى‌امر امّت اسلامى از سوى پيامبر مكرّم (ص) يك حادثه بسيار بزرگ و پرمعناست؛ در حقيقت دخالت نبى مكرّم در امر مديريّت جامعه است. معناى اين حركت كه در روز هجدهم ذى حجّه سال دهم هجرت اتّفاق افتاد، اين است كه اسلام به مسئله مديريّت جامعه به چشم يك امر مهم نگاه مى‌كند.

اين‌طور نيست كه امر مديريّت در نظام اسلامى و جامعه اسلامى، رها و بى‌اعتنا باشد. علّت هم اين است كه مديريّت يك جامعه، جزو اثرگذارترين مسائل جامعه است. تعيين اميرالمؤمنين (ع) هم كه مظهر تقوا، علم، شجاعت، فداكارى و عدل در ميان صحابه پيغمبر (ص) است ابعاد اين مديريّت را روشن مى‌كند. معلوم مى‌شود آنچه از نظر اسلام درباره مديريّت جامعه اهمّيت دارد، اينهاست. كسانى كه اميرالمؤمنين (ع) را به جانشينى بلافصل هم قبول ندارند، در علم، زهد، تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداكارى او براى حق و عدل ترديد ندارند؛ اين مورد اتّفاق همه مسلمانان و همه كسانى است كه اميرالمؤمنين (ع) را مى‌شناسند. اين نشان مى‌دهد كه جامعه اسلامى از نظر اسلام و پيغمبر (ص) چه نوع مديريّت و زمامدارى و حكومتى را بايد به عنوان هدف مطلوب دنبال كند.

١٠/ ١١/ ١٣٨٣

او، عادل‌ترين شما در بين مردم است!

پيامبر (ص) در بيان صفات اميرالمؤمنين (ع) مى‌فرمايد: «اعدلكم فى الرّعية؛ او عادل‌ترين شما در بين مردم است.» هم عدالت درونى و معنوى و فردى اميرالمؤمنين (ع) مراد است و هم عدالت رفتارى و عدالت اجتماعى او. اينها چيزهايى است كه در زبان به آسانى مى‌شود، بيان كرد؛ امّا در تحقّق و تبلور در عمل است كه انسان به عظمت اين حقيقت و كسانى كه تجسّم اين حقيقت بوده‌اند، پى مى‌برد. عدالت به معناى واقعى كلمه در وجود اميرالمؤمنين (ع)، در رفتار او، در تقواى او و در توجّه او حضور دارد. در رفتار بيرونى او هم عدالت تجسّم پيدا مى‌كند. امروز بعد از گذشت قرن‌ها، اگر بخواهيم عدالت را تعريف كنيم و آن را در ضمن مثال و نمونه بيان كنيم، هيچ مثالى رساتر و گوياتر از رفتار اميرالمؤمنين (ع) نمى‌توانيم پيدا كنيم. اين است كه نبى‌اكرم (ص) او را به امر پروردگار و با نصب الهى به مردم معرفى و به مقام ولايت منصوب مى‌كند. اين يك حقيقت اسلامى است. اين كجا و اينكه كسى معتقد باشد كه هر ظالمى با هر شيوه و رفتار بازيگرانه‌اى توانست زمام قدرت را در دست بگيرد، مردم بايد از او اطاعت كنند، كجا؟! اين اسلام است يا آن؟! بنابراين مسئله غدير با اين مضمون والا متعلّق به همه مسلمان‌هاست، چون به معناى حاكميّت عدل، حاكميّت فضيلت و حاكميّت ولايت‌الله است. اگر ما هم بخواهيم حقيقتاً از متمسّكان به ولايت اميرالمؤمنين (ع) باشيم، بايد خودمان و محيط زندگيمان را به عدل نزديك كنيم. بزرگ‌ترين نمونه اين است كه هرچه بتوانيم، استقرار عدل كنيم. چون دامنه عدالت نامحدود است. هرچه بتوانيم عدل را در جامعه بيشتر مستقر كنيم، شباهت ما به اميرالمؤمنين (ع) و تمسّك ما به ولايت آن بزرگوار بيشتر خواهد شد.

٠١/ ١٢/ ١٣٨١

غدير و انقلاب اسلامى ايران‌

شايد اكثر آن كسانى هم كه در ماجراى بيعت اميرالمؤمنين (ع) گرد آن بزرگوار را گرفتند و با او بيعت كردند و پاى فشردند و فداكارى نمودند، واقعه غدير و به طريق اولى ظهور اسلام و جنگ‌هاى اميرالمؤمنين (ع) را نديده بودند؛ امّا اسلام و هدايت و نور آن فقط براى كسانى نيست كه در آن وقت حضور داشتند؛ بلكه براى همه و براى هميشه است: «وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ»[١]. انقلاب اسلامى شروع يك راه پرافتخار و سعادت‌بخش بود. همه كسانى كه از بى‌عدالتى رنج برده‌اند و تشنه عدالتند، اين پديده را به جان دوست دارند و براى آن تلاش مى‌كنند. همه كسانى كه سنگينى و فشار نظام ديكتاتورى و اختناق و زورگويى و قدرت فردى را احساس كرده يا درباره آن فكر كرده‌اند، از انقلاب اسلامى، از حركت ملّت مسلمان و از مبارزه فراگير اين ملّت استقبال كرده‌اند و مى‌كنند [و اين امر] مخصوص امروز نيست، در آينده هم همين‌طور خواهد بود.

١٩/ ١٠/ ١٣٨١

پى‌نوشت‌ها:


[١]. عريق: اصيل.

[٢]. سوره مريم (١٩)، آيه ١٢.

[٣]. سوره جمعه (٦٢)، آيه ٣.