ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - ولايت، قطب قرآن است
تفسير عيّاشى از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند: «خداوند عزّوجلّ ولايت ما اهل بيت را قطب قرآن و قطب همه كتابها قرار داده است. آيات محكم قرآن بر اساس ولايت ما مىچرخد و كتب ديگر به آن اشاره نموده است و ايمان با آن مشخّص مىگردد ... الخ.»[١]
عيّاشى همچنين از امام حسن بن على بن ابى طالب (ع) روايت نمود كه فرمودند:
«هر كس فضل اميرمؤمنان (ع) را انكار كند، تورات، انجيل، زبور، صحف ابراهيم و ديگر كتب الهى را تكذيب كرده است»؛ زيرا هر يك از آنها كه نازل شدند، مهمترين چيزى كه در آنها پس از توحيد خداوند و اقرار به نبوّت پيامبر آمده است، اعتراف به ولايت على (ع) و اهل بيت طيّبين او (ع) مىباشد و مشابه اين روايت در تفسير امام حسن عسكرى (ع) آمده است. اگر بخواهيم بيشتر رواياتى را كه بر موضوع بحث ما دلالت دارد، بياوريم، سخن به درازا مىكشد. ما به همين اندازه در اينجا بسنده مىكنيم و اميدواريم خداوند ما را به حقّ و درستى توفيق دهد.
پىنوشتها:
[١]. سوره اعراف (٧)، آيه ٣٣.
[٢]. تفسير عيّاشى، ج ٢، ص ٢٠، ح ٣٦.
[٣]. همان، ج ١، ص ٢٠، ح ١؛ تفسير فرات كوفى، ج ١، ص ٤٥، ح ١.
[٤]. احتجاج طبرسى، ص ٦١.
[٥]. سوره رعد (١٣)، آيه ٤٣.
[٦]. تفسير عيّاشى، ج ١، ص ٢٥، ح ٨.
[٧]. سوره حج (٢٢)، آيه ٢٩.
[٨]. سوره عنكبوت (٢٩)، آيه ٤٥.
[٩]. تفسير عيّاشى، ج ١، ص ١٦، ح ٩.
سيره علوى
با قنبر در بازار
امام صادق (ع) فرمودند: وقتى حضرت امير (ع) به حكومت رسيد به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمودند:
«به خدا قسم تا يك درخت خرما در مدينه داشته باشم، درهمى از اموال عمومى شما را براى خود برنمىدارم. بايد به خودتان راست بگوييد (خودتان را گول نزنيد) آيا فكر مىكنيد، منى كه خود را محروم مىكنم، آن را به شما خواهم داد؟»[٢]
عدّهاى از مريدان حضرت اميرمؤمنان (ع) براى جلوگيرى از جذب اشراف و سران قبايل به سوى معاويه پيشنهاد تبعيضى در تقسيم بيت المال به نفع آنها را نمودند. حضرت فرمود: «نه به خدا قسم من چنين نمىكنم. اگر براى خودم مالى حرام شود، در تقسيم آن از مساوات بيرون نمىروم و تبعيضى روا نمىدارم، پس وقتى مال متعلّق به خود مردم است، چگونه مىتوانم تبعيض قائل شوم؟»[٣]
حضرت با قنبر به بازار رفتند كه پيراهن بخرند، مغازهدار حضرت را شناخت، حضرت عبور كرد و به مغازه ديگرى رفت كه پسرش در مغازه بود، ٢ پيراهن ٢ و ٣ درهمى خريد، ٣ درهمى را به قنبر داد، او اعتراض كرد، حضرت فرمود: «تو جوانى و آراستگى جوانى را دارى و من شرم دارم كه خود را بر تو برترى دهم. از پيامبر (ص) شنيدم فرمودند: «به غلامان خود همان لباس را بپوشانيد كه خود مىپوشيد و از همان غذا بدهيد كه خود مىخوريد.»[٤]
فرمود:
«اى مردم، به خدا سوگند من شما را به هيچ طاعتى وادار نمىكنم، مگر اينكه پيش از شما خودم به آن عمل كردم و شما را از معصيتى نهى نمىكنم، مگر اينكه خودم پيش از شما (از آن) كنارهگيرى مىكنم.»
پىنوشتها:
[١]. بحارالأنوار، ج ٤١، ص ١٣١.
[٢]. شيخ طوسى، امالى، ج ١، ص ١٩٧٨.
[٣]. بحارالأنوار، ج ٩، ص ٥٠٠.