ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٤
مرا احاطه كردند، تا آنكه نزديك بود حسن (ع) و حسين (ع) لگدمال گردند و رداى من از دو طرف پاره شد، مردم چون گلّههاى انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند؛ امّا آنگاه كه به پا خواستم و حكومت را به دست گرفتم، جمعى پيمان شكستند و گروهى از اطاعت من سر باز زده، از دين خارج شدند و برخى از اطاعت حق سر برتافتند، گويا نشنيده بودند سخن خداى سبحان را كه مىفرمايد: «سراى آخرت را براى كسانى برگزيديم كه خواهان سركشى و فساد در زمين نباشند و آينده از آن پرهيزكاران است» آرى! به خدا آن را خوب شنيده و حفظ كرده بودند؛ امّا دنيا در ديده آنها زيبا نمود و زيور آن چشمهايشان را خيره كرد.
سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعتكنندگان نبود و ياران، حجّت را بر من تمام نمىكردند و اگر خداوند از علما عهد و پيمان نگرفته بود كه در برابر شكم بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان، سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رها مىنمودم و آخر خلافت را به كاسه اوّل آن سيراب مىكردم، آنگاه مىديديد كه دنياى شما نزد من، از آب بينى گوسفندى بىارزشتر است.»
گفتند: در اينجا مردى از اهالى عراق بلند شد و نامهاى به دست امام (ع) داد و امام (ع) آن را مطالعه مىفرمود، گفته شد مسائلى در آن بود كه مىبايست جواب مىدادند. وقتى خواندن نامه به پايان رسيد، ابن عبّاس گفت: يا اميرالمؤمنين! چه خوب بود سخن را از همانجا كه قطع شد، آغاز مىكرديد؟ امام (ع) فرمود: «هرگز! اى پسر عبّاس، شعلهاى از آتش دل بود، زبانه كشيد و فرو نشست».
ابن عبّاس مىگويد، به خدا سوگند! بر هيچ گفتارى مانند قطع شدن سخن امام (ع) اينگونه اندوهناك نشدم كه امام نتوانست تا آنجا كه دوست دارد به سخن ادامه دهد.
اعمال شب و روز غدير
روايت شده شب هيجدهم ذىحجّه، شب عيد غدير و شب با شرافتى است سيّد بن طاووس در «اقبال الاعمال» براى اين شب، دوازده ركعت نماز به يك سلام به كيفيتى مخصوص نقل كرده است.
روز هيجدهم، روز عيد غدير و عيدُالله الأكْبَرْ و عيد آل محمّد (ع) و عظيمترين اعياد است و حق تعالى پيمبرى را مبعوث نفرموده، مگر آنكه اين روز را عيد كرده است و حرمت آن را دانسته است و نامش در آسمان، روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق، مَأخوذ و جَمع مَشهُود است و روايت است كه از حضرت صادق (ع) پرسيدند كه آيا مسلمانان را عيدى هست غير از جمعه، اضحى و فطر؟ فرمود: «بلى، عيدى هست كه از همه حرمتش بيشتر است.» راوى گفت: كدام عيد است؟ فرمود كه: «آن روزى است كه رسول خدا (ص)، اميرالمؤمنين (ع) را به خلافت پس از خود نَصْبْ كرد و فرمود كه: «هر كه من مولا و آقاى اويم پس على مولا، آقا و پيشواى اوست.» راوى گفت: در آن روز چه كار بايد كرد؟ فرمود: «بايد روزه بداريد و عبادت كنيد و محمّد و آل محمّد (ع) را ياد كنيد و بر ايشان صَلَوات بفرستيد و وصيّت كرد رسول خدا (ص) اميرالمؤمنين (ع) را كه اين روز را عيد گرداند و هر پيغمبرى وصى خود را وصيّت مى كرد كه اين روز را عيد گردانند.» و ابن ابى نَصر بَزَنطى از حضرت رضا (ع) نقل مىكند كه فرمود: «اى پسر ابى نصر! سعى كن هركجا كه هستى روز غدير نزد قبر مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (ع) حاضر شوى. بهدرستى كه خدا در اين روز از هر مرد مؤمن و زن مؤمنهاى گناه شصت ساله ايشان را مى آمرزد و در اين روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب فطر آزاد كرده است و يك درهم كه در اين روز به برادران مؤمن بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى و در اين روز به برادران مؤمن خود احسان كن و شاد گردان هر مرد مؤمن و زن مؤمنهاى را؛ به خدا قَسَم كه اگر مردم فضيلت اين روز را بدانند چنانكه بايد هر آينه هر روز ده مرتبه ملائكه با ايشان مصافحه كنند