ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - غدير، بزرگ ترين عيد اسلامى
كنند و شرافت حضور نزد مقام مبارك وى را براى خود ثبت نمايند. آنها پراكنده نمىشوند تا ضريح مقدّس را در بر گرفته و پيشواى خود را زيارت كنند و بر او سلام داده و چنانكه گويى آن حضرت در برابر آنها حاضر است، به او تهنيّت گويند[١] و زيارتى خوانند كه از بعضى از ائمه اطهار (ع) وارد شده است كه ضمن آن به موقعيّتهاى ارزنده و سوابق عظيم حضرت در اسلام و جهاد و تلاش وى در تأسيس اركان دين و خدمت به پيامبر (ص) در روز غدير به عنوان خليفه پيامبر، گواهى داده مىشود.[٢]
آرى! اين است برنامه شيعيان در هر سال و پيوسته گويندگانشان در هر زمان و مكانى حديث غدير را به طور مسند يا مرسل و به صورت اجمال يا تفصيل بيان مىكنند.
بررسى در مسئله غدير، ما را به اين نتيجه مىرساند كه تنها شيعيان، روز غدير را به عنوان عيد تلقّى نكردهاند- هرچند شيعيان بيشتر از ديگران به آن اهمّيت مىدهند ليكن مسلمانان غير شيعه نيز آن را عيد مىگرفتهاند.
علّامه امينى در كتاب الغدير، جلد ١، صفحه ٢٦٧ مىنويسد: بيرونى- كه يكى از علماى اهل تسنّن است- روز غدير را از روزهايى دانسته كه: اهل اسلام آن را يكى از اعياد شمردهاند.[٣]
ابن طلحه شافعى در كتاب مطالب السئول، صفحه ٥٣ هنگامى كه از عيد غدير سخن مىگويد، چنين تصريح مىكند: اميرالمؤمنين روز غدير خم را در ضمن اشعارش ياد كرده است و از آنجا كه پيامبر اكرم (ص) در روز غدير اين مقام بلند را از ميان همه مردم به على (ع) داد، اين روز به صورت يك عيد بزرگ در آمد.
آنگاه شافعى در صفحه ٥٦ كتاب ياد شده اضافه مىكند كه لفظ «مولى» هر معنايى را در بر داشته باشد، از سوى پيامبر (ص) براى على (ع) قرار داده شده و اين خود مقامى والا و منزلتى عظيم است كه پيامبر آن را به على (ع) اختصاص داده است. بدين جهت اين روز، روز عيد و روز سرور دوستان او است.
علّامه امينى مىگويد: اين بيان شافعى دلالت دارد بر اينكه تمامى مسلمانان اين روز را عيد مىگيرند چه مسلمانانى كه حضرت على (ع) را خليفه بلافصل پيامبر (ص) مىدانند چه مسلمانانى كه او را خليفه چهارم به شمار مىآورند و خلاصه بايد گفت: امّت اسلامى در شرق و غرب، همگى در اين عيد با يكديگر توافق دارند؛ مخصوصاً با توجّه به اينكه مصريان و اهل مغرب و عراق در قرون گذشته، به اين روز توجّه داشته و آن را روز نماز و دعا و خطبه و سرودن اشعار مىدانستهاند.
پىنوشتها:
[١]. الغدير، ج ١، ص ٥٨؛ بحارالانوار، ج ٣٧، ص ٢١٧.
[٢]. براى توضيح بيشتر ر. ك: امينى، عبدالحسين، الغدير، ج ١، ص ٢٨٣.
[٣]. روزى كه قدرت به دست آن حضرت آمد.
[٤]. و در حديث شريف از حضرت رضا (ع) روايت شده است كه فرمودند: «اگر يك درهم را در اين روز به برادران مؤمن بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى» و در حديث ديگر وارد شده است: «كه برابر است با صدهزار درهم در غير اين روز.»
[٥]. الغدير، ج ٣، ص ٢٨٤؛ طوسى، محمّد بن حسن، مصباح المجتهد، ص ٥٢٤.
[٦]. الموسوى العاملى، السيّد عبدالحسين شريف الدّين، المراجعات، ص ١٩٧.
[٧]. الغدير، ج ١، ص ٢٨٥.
[٨]. گويا كه راوى پرسيد: در كدام روز از روزهاى هفته است؟
[٩]. كلينى، محمّد بن يعقوب، الكافى، ج ١، ص ٢٠٤؛ الغدير، همان، ج ١، ص ٢٨٥.
[١٠]. نص مذكور، در حديث شريف وارد شده است.
[١١]. و در حديث شريف از حضرت امام رضا (ع) روايت شده كه فرمود: «هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدير نزد قبر حضرت اميرالمؤمنين (ع) حاضر شوى.»
[١٢]. روشن است كه امام مرده و زنده ندارد و هميشه زنده است و آيه: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ .. وآيات ديگر بر اين معنى دلالت دارند.
[١٣]. اگر فرصت تنگ نبود نمونهاى از جملات اين زيارت را براى شما نقل مىكردم تا از لابهلاى آن لذّت ايمان و شيرينى ولايت و سعادت روح و حرارت شوق را بچشيد. زيارت مزبور در كتب ادعيه و زيارات نقل شده است.
[١٤]. بيرونى، ابوريحان، الآثار الباقية، ص ٣٣٤.
سيره علوى
آرد جو
پذيرايى از مهمانان حضرت امير (ع) با امام مجتبى (ع) بود. روزى سفيرى از روم آمده بود. سفره كه پهن شد، اظهار حسرت كرد و گفت: فقيرى را ديده بودم در شهر شما و به يادش افتادم، خوب است براى او هم غذا بفرستيد، حضرت فرمودند: «كجا بود؟» عرض كرد: شبى به مسجد كوفه رفتم (شايد چند روزى ناشناس در كوفه رفت و آمد مىكرده تا ببيند، چه خبر است؟) بعد از نماز عربى را ديدم كه مىخواست افطار كند. آرد جو را مشت كرد و در دهان ريخت و با كوزه آبى مىخورد. به من تعارف كرد، نتوانستم بخورم، دلم برايش مىسوزد! صداى گريه امام مجتبى (ع) بلند شد، فرمود: «او پدرم، على خليفه مسلمانان است.»[٤]
[١]. ينابيع المودّه، ص ١٤٧.