ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ولايت مولا
كبريا، قدرت و ... را شناخت، صفاتش را خوب درك كرد و بعد سراغ سفيرش رفت كه او فرستادهاى به سوى ماسوى الله دارد كه به هيچ زمان و مكانى محدود نمىشود. تمام انبياى پيش از خود را استخلاف كرده است. بايد براى خدا سفيرى فرض كرد كه هم بر اندام حكومت الهى راست آيد و هم لكّه ننگ و عار براى خداوند به حساب نيايد.
ولايت خداوند، ولايتى مطلقه است كه در تمام موجودات جريان دارد. هيچ جنبنده و متحرّك، نبات، جماد، مخلوق و حتّى ذرّهاى از آفريدگان خداوند نيست كه مشمول اين عنايت نباشد. تمام ملائك بر ولايت محمّد و آل محمّد (ص) مباهات مىكنند. اين ولايت و حكومت در مرتبه بعدى نامش نبوّت و گاه رسالت مىشود.
رسالت، نبوّت و امامت، همه عين ولايتند. تنها تفاوت ميان رسول خدا (ص) و على بن ابى طالب (ع) منصب بالاترى است كه رسول اكرم (ص) داشتهاند. ايشان هميشه مىفرمودند:
«على منى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبى بعدى؛[١]
[جايگاه] على، نسبت به من نظير [جايگاه] هارون نسبت به موسى است، جز آنكه بعد از من پيامبرى نخواهد بود. [هارون خليفه و وزير موسى (ع) بود.]»
ايشان پيامبر (ص) و على (ع) هر دو ولى مطلق خدا بودهاند و اولى به نفس مخلوقات. با اين حال على بن ابى طالب (ع) نسبت به مقام بالاتر، رسول خدا (ص)، اظهار خضوع مىكردند.
روايات زيادى در كتاب كافى و غير آن داريم كه گفتهاند، غير از رسول و نبى كه به آنها وحى مىشود، امام هم «مُحدَّث» است. محدّث به كسى مىگويند كه ملك با او حرف مىزند و او ملك را نمىبيند. ملك مطلب را در گوش محدّث بيان مىكند يا آن را به قلب او القا مىكند. دوازده امام ما (ع) و حضرت فاطمه صديقه، امّ الائمة النجباء أمّ أبيها صلوات الله عليها و على ابيها و بعلها و بنيها اين صفت را داشتند و هيچ كس جز ايشان چنين مقامى نداشته است. اين تعبير را به خصوص در زيارات حضرت زهرا (س) مىتوانيد ببينيد.
جمعى از برادران اهل سنّت معاصر ما با استناد به اين روايات مدّعى شدهاند كه شيعيان قائلند به ائمه آنها وحى مىشود. موسى جارالله در «الوصيه»، سيد محمود عبوسى در «السنّة و الشّيعة» و احمد امين در «فجر الاسلام» و در «الصراع» و برخى ديگر آمدهاند با اين مطالب، داد سخن دادهاند كه اين مكتب، مكتب كفر و ضلال است. آخر وقتى پيامبر ما پيامبر آخرالزّمان بوده، نبايد به كس ديگرى پس از او وحى شود.
ما جواب مفّصلى به اين مطالب در جلد پنجم «الغدير» دادهايم. امروزه حرفهاى دور از انصاف زيادى درباره تشيع، در خارج مرزها مىنويسند و مىگويند. حدود هشتاد درصد از اين كتابهايى را كه درباره ائمه ما نوشتهاند، بايد به دريا ريخت.