ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - مراتب ولايت
هدايت انسانها و امّتها نيز بوده است.
به اين ترتيب، مىتوان دريافت كه مراتب ولايت و قرب انبيا، مرتبه نبى و گستره نبوّت و مأموريّت ايشان را براى دعوت مردم به سوى حق و حقيقت معلوم مىسازد.
در كتاب شريف «مصباح الانس»، صفحه ٢٥ آمده است:
رسالت و نبوّت، مأموريّت تبليغى و مسئوليّتى است اجرايى كه تحت اشراف و اذن پروردگار، نبى بدان مشغول مىشود و از طريق «وحى» دستورات لازم را دريافت مىكند. آنچه همگان از نبوّت و رسالت درك مىكنند، «نبوّت عام» يا «نبوّت تشريعى» است.
دايره و گستره دريافت احكام و ميدان عمل «رسول و نبى»، بستگى به استعداد امّت يا حتّى قبيله و خانوادهاى است كه آن نبى يا رسول، براى هدايت آنها مأمور شده است. چه كسى مىتواند ظرفيّت پذيرش و درك قوم حضرات صالح (ع) و هود (ع) را با امّت حضرت موسى (ع) يا محمّد (ص) برابر فرض كند؟ كميّت و كيفيّت سؤال و نياز مردمى كه حضرت زكريّا (ع) و يحيى (ع) آنها را مخاطب خود ساختهاند، هيچ گاه با نياز و ظرفيّت امّتهاى بزرگ ديگر يكسان نيست؛ امّا آيا ژرفا و وسعت و ظاهر و باطن اخبار و معارف و حقايق مندرج در هستى، به قدر و اندازه و ظرفيّت امّتهاست؟
اسما و صفات مطلق و كمالات لايتناهى و بىشمار خداوند هستى، اساساً در ظرف وجودى اين اقوام نمىگنجد، از همينرو بود كه عرض شد مراتب انبيا نيز يكسان نيست.
هر يك از اين امّتها و همچنين انبيا، حسب ظرفيّت وجوديشان، قادر به سير و صعود و قرب به درجهاى و مرتبهاى از مراتب بىشمار صفات كمالى هستند؛ امّا همواره اشخاصى و مردانى هستند كه خارج از ظرفيّت اقوام مختلف، به عالىترين درجه از قرب دست يافتهاند؛ چنانكه صاحبان ولايت كلّيه، خارج از ظرفيّت وجودى همه اقوام و امّتها و حتّى همه انبيا و رسل كه مأمور به هدايت اقوام و امّتهايى بودند؛ به آن مرتبه عالى و متعالى رسيدند.
در مسئله نبوّت، نبوّت را به نبوّت تشريعى (مخصوص انبيا و رسل) و «نبوّت ابنايى» تقسيم كردهاند.
«نبوّت ابنايى» به اين معنى است كه فردى به سبب طى مراتب و قرب به حق و كسب درجاتى از ولايت، به معارف و اخبارى دسترسى پيدا مىكند؛ بىآنكه مأموريّتى و وظيفهاى خاص، چون انبيا و رسولان بر عهدهاش باشد.
جناب آيت الله جوادى آملى مىفرمايند:
اگرچه اين نوع از نبوّت پشتوانه نبوّت و رسالت تشريعى است؛ امّا اختصاص به مردان ندارد و زنان نيز مىتوانند به اين مقام دست يابند.[١]
براى نبوّت تشريعى حدّى است؛ چنانكه با بعثت