ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - معرفت به نورانيت
\* بنا بر آنچه از روايات استفاده مىشود، باطن و حقيقت ائمه (ع) حقيقت نورانى است كه خداى متعال در آغاز خلقت آفريده و خلقت با آنها آغاز شده است و آنگاه اين حقيقت نورانى را به تناسب در عوالم مختلف تنزّل داده و بنابراين در عوالم مختلف حضور داشتهاند؛ از جمله اين حقيقت نورانى در عالم دنيا نيز تنزّل پيدا كرده است:
«فِيبُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ؛[١] [آن نور هدايتگر الهى] در خانههايى است كه خداوند اجازه داده است تا رفعت يابند و نام او در آنها ياد شود.»
معرفت مقام نورانيّت ائمه (ع): حال معرفت به نورانيّت؛ يعنى درك اين حقيقتهاى نورانى كه خداوند در باطن ائمه (ع) قرار داده و اين حقيقت را نازل كرده است كه درك اين معرفت هم درجاتى دارد؛ يعنى درجات نورانيّت آنها درجات متفاوتى است. اين يك نور تنزّل پيدا كرده در عوالم مختلف است و طبيعتاً متناسب با تنزّلش درجاتى دارد.
ائمه (ع) نور الهى در همه عوالمند: ابو خالد كابلى از امام باقر (ع) روايتى را نقل مىكند كه در آن از امام (ع) درباره اين آيه شريف سؤال شده كه خداى متعال در آن دستور فرموده است:
«فَآمِنُوابِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا؛[٢]
پس به خدا و پيامبر او و آن نورى كه ما فرو فرستاديم ايمان آوريد.»
كه اين دستور هم بعد از آن نكتهاى است كه خداى متعال بيان مىفرمايد:
«زَعَمَالَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ؛[٣]
كفّار گمان باطلى دارند و آن اين است كه برانگيختنى در كار نيست و زندگى آنها به همين دنيا ختم مىشود. به آنها بگو: هم برانگيختن است و هم شما با كردههاى خودتان مواجه خواهيد شد؛ بنابراين شما ادامه وجودى خودتان را انكار نكنيد، بلكه خودتان را اصلاح كنيد و راه خودتان را بيابيد. به جاى انكار خود و ادامه وجوديتان كه بگوييد خبرى نيست و اين قول منتهى به انكار ربوبيّت خداى متعال مىشود به خدا و رسول و اين نورى كه نازل كرديم، ايمان بياوريد.
به نظر مىرسد اين آيه مراتب سير انسان را توضيح مىدهد و مىگويد شما به جاى انكار خودتان، رو به سوى اين نور بياوريد تا مراتب راه را ببينيد و بتوانيد سالك در مراتب اين راه بشويد. آن نور حقيقى كه ما از عوالم بالا تنزّل داديم، مسير شما را روشن كرده است. شما به جاى اينكه خودتان و راهتان را انكار كنيد، رو به سوى اين نور بياوريد تا راه خودتان را ببينيد و در شعاع اين نور بتوانيد سير كنيد. راوى از حضرت پرسيد: يابن رسول الله (ص) مقصود از «نور» در اين آيه شريف چيست؟ آنگاه حضرت با چند قسم مؤكّد بيان فرمودند:
«اى اباخالد، اين نور، به خدا سوگند، ائمه آل محمّد (ع) مىباشند؛ تا روز قيامت.»[٤]
تا روز قيامت، همين يك نور بيشتر نيست. گمان نكنيد كه اين نورها مقطعى هستند و انوار ديگرى هم هستند كه تنزّل پيدا مىكنند. تا روز قيامت و تا اينكه خلقت اين عالم به پاست، آن نورى كه خداوند متعال در اين عالم نازل كرده، جز اين نيست.
روشن است كه اين ناظر به مرتبه نورانيّت ائمه (ع) است. اين حقيقتهاى نورانى در عالم بالا بوده و خداى متعال اين نور را تنزّل داده است.
سپس تعبير دوم امام (ع) اين است:
«وايشان، به خدا سوگند، [همان] نور الله هستندكه در آسمانها و زمين است.»[٥]
كلمه نور در اين آيه شريف معرفه به «الف و لام» است؛ امام (ع) الف و لام را برداشته و به جاى آن مضافاليه گذاشتهاند.
«النّور» تبديل به «نورالله» شده است. ائمه (ع) نورالله هستند؛ نور الهى كه خداى متعال آن را نازل نموده است. اين ائمه (ع) نور الله در همه عوالم وجود هستند؛ يعنى اگر عالم نورانى و روشن به نور حضرت حق است، اين نور الهى كه تنزّل يافته و همه عوالم منوّر به اين نور است، نور ائمه معصومان (ع) است. پس اوّلًا، نور تا روز قيامت آنها هستند. ثانياً، نورالله هستند. ثالثاً، نورالله در همه عوالم هستند. اگر انبياى الهى نيز انوارى بودند كه به جوامع خودشان نورانيّت دادند و قلوب جوامع و امم خودشان را نورانى كردند، آنها مرتبهاى از نورانيّت ائمه معصومان (ع) بودند.
سپس آن حضرت (ع) نكته دقيقى را بيان فرمودند كه اين نكته بيشتر مورد نظر ماست.
حصول معرفت، رفع حجب و هدايت يافتن در شعاع نور امام
امام (ع) آنگاه فرمودند:
«به خدا سوگند اى اباخالد، حقّاً نور امام در قلبهاى مؤمنان از خورشيد تابان در روز تابناكتر است.»[٦]
اگر كسى به مقام ايمان رسيد، نور امام در قلب او (مؤمن) از خورشيد در روز روشنتر است و ابهام و حيرت از او برداشته مىشود. بنابراين تلقّى من اين است، كسى كه به مشاهده ملكوت عالم هم مىرسد و مىتواند عوالم را ببيند،