ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - معرفت به نورانيت
و مراتب سير ايشان است شايد اين اختلافى هم كه در روايات است، ناظر به اختلاف سير ارباب معرفت باشد كه گاهى در قالب ستاره و گاهى در قالب ماه و گاه خورشيد است. بنابراين برخى به عنوان يك معرفت محتمل اين چنين گفتهاند كه اين ناظر به مراتب سير باطنى است كه فرد در مراتب سيرش، درجاتى از نورانيّت آنها را دريافت مىكند.
براى درك اين معنا لازم است دقّت شود كه اينها انوار الهى هستند، اينها ستاره و ماه خورشيد عالمند و همه هدايتها به وسيله آنها واقع مىشود و حضرت ابراهيم (ع) هم به همين وسيله هدايت شد؛ يعنى حضرت به وسيله اين انوار به سمت خداى متعال هدايت شد، تا به آن حقيقت محض رسيد كه شهود حقيقت نورانى نبى اكرم (ص) و اميرمؤمنان (ع) بود كه از اين طريق متوجّه حضرت حق شد و بيان نمود:
«إِنِّيوَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛[١]
من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم.»
آن مرتبه از توجّه هم بعد از سير در اين مراتب است. اين مراتب از معرفت به نورانيّت بايد حاصل بشود؛ بعد از اينهاست كه انسان متوجّه مىشود كه آن مرتبه از توجّه هم خودش توجّه به وجه الله است و طريق وجه الله واقع مىشود.
«وجه الله الّذى إليه يتوجّه الأولياء؛[٢]
وجه خدا كه اوليا به سوى آن توجّه مىنمايند.»
وقتى انسان به آن وجه اتمّ روى آورد و حقيقت وجه اتم مشهود شد، آنگاه توجّه به حضرت حق واقع مىشود.
ليل مقام نورانيّت بر دو قسم است: يك تحليل، تحليلى است كه ما بر اساس ادراكاتى كه از عالم داريم، انجام مىدهيم؛ شروع به بحث كردن مىكنيم و براى خودمان يك صورتهايى هم درست مىكنيم و احياناً ممكن است كه از طريق هدايتهاى باطنى هم يك چيزهايى براى ما حاصل بشود؛ ولى يك مرتبه اش اين است كه انسان بايد حركت كند تا به آن نورانيّت برسد، آنگاه مىفهمد آن نورانيّت چيست. به ميزانى هم كه انسان سير كند، درجات نورانيّت برايش مشهود مىشود؛ يعنى ممكن است در قدم اوّل خيال كند حقيقت انوار را مىبيند؛ بلكه بالاتر ممكن است وقتى جلوه اوّل حضرت امير (ع) را ديد، بگويد خود خدا را ديدم؛ بعد هم ادّعا كند كه حضرت امير (ع) خداست.
مرتبه نازله درك از نورانيّت همين نورانيّت ظاهرى است كه انسان به كلمات ايشان پيدا مىكند؛ وقتى انسان كلمات معصومان (ع) را مىخواند واقعاً نورانى مىشود؛ مگر اينكه انسان كاملًا بيگانه باشد و نتواند با همين مراتب ظاهرى فهم برقرار كند كه در اين صورت هيچ بهرهاى نخواهد برد؛ مانند اهل عناد. همه قرآن نور است، از عالم بالا تا پايين نور است، جلوههاى ظاهرىاش هم نور است. بنابراين در روايت هست خانهاى كه قرآن در آن تلاوت مىشود براى ملكوتىها مانند ستاره مىدرخشد. آنهايى كه اهل اين انوار هستند، آن را مىبينند. در همين عالم دنيا، آنهايى كه اهل سير معنوى هستند، نورانيّت قرآن را مىبينند؛ ولى كسى كه دنبال بازيگرى با قرآن است، به وسيله همين قرآن اضلال (گمراه) مىشود. اين گونه نيست كه هر كس به قرآن روى آورد؛ ولو بخواهد با قرآن بازيگرى كند، هدايت بشود.
«يُضِلُّبِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً؛[٣]
(خداوند) به وسيله آن (قرآن) تعداد زيادى را به گمراهى مىافكند و تعداد زيادى را هدايت مىكند.»
البتّه خداى متعال مىفرمايد:
«وَما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ؛[٤]
و [لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمىكند.»
كسانى كه فسق و خروج از ولايت دارند، آنها با قرآن اضلال مىشوند. چون آنها مىخواهند با قرآن بازى كنند و قرآن به كسى اجازه نمىدهد با آن بازى كند و بنابراين با قرآن تاريكتر مىشوند و اين هم عين عدل است؛ يعنى خداى متعال گمراه مىكند و گمراه كردنش عين عدل است، مانند آنكه عذاب مىكند و عذابش هم عين عدل است؛ كسى كه مىخواهد با نور الهى بازى كند، طبيعى است با همين نور هم اضلال و گمراه مىشود.
نورانى شدن قلوب مؤمنان در شعاع نور امام: اين نورى كه خدا نازل كرده، در قلوب مؤمنان تجلّى پيدا مىكند، ظهور در قلب پيدا مىكند. اين نور از نور خورشيد روشنتر است و قلب مؤمن نورانى مىشود و در شعاع همين روشنى است كه حجابها و حجاب عالم ملكوت و حتّى حجب نورانى برداشته مىشود؛ بنابراين در ذيل آيه «وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ ...» نقل شده است: جابر بن يزيد جعفى مىگويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: اين آيه يعنى چه؟ حضرت به طرف بالا اشاره نمودند و سپس فرمودند: «يعنى اين»[٥] و حجاب را از او برداشتند و در قلبش نورانيّت ايجاد كردند؛ به طورى كه در پرتو اين نور، حجاب ملكوت را هم كنار زد.
ملكوت، مرتبهاى از مراتب باطن عوالم است كه در آنجا اداره عالم اتّفاق مىافتد؛ مثلًا ما خيال مىكنيم كه خود باران مىبارد يا وقتى هوا گرم مىشود بعد آبها تبخير مىشود، آنگاه وقتى در دماى تقطير قرار مىگيرند، تبديل به باران