ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٣ - علم كتاب تماماً نزد اميرالمؤمنين است
خداوند متعال در قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ؛[١] كافران مىگويند شما فرستاده خداوند نيستى، بگو كافيست كه خداوند و كسى كه علم كتاب در نزد اوست، ميان من و شما گواه باشد.»
و پوشيده نيست كه قرآن مجيد، علم الكتاب را اقيانوسى از دانش مىداند كه اسرار هستى در آن نهان است، مثلًا در يكجا مىفرمايد:
«وَما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ؛[٢] هيچ غيبى در آسمان و زمين نيست؛ مگر اينكه در كتاب آشكار قرار دارد.»
و در جاى ديگر مىفرمايد: هيچ ذرّهاى در آسمان و زمين يا كمتر يا بيشتر نيست، مگر اينكه خداوند آن را مىداند و در كتاب مبين قرار دارد.[٣]
و در جاى ديگر به طور واضح مىفرمايد: كليدهاى غيب نزد خداوند است، به جز او كسى از آن آگاه نيست، او مىداند آنچه در خشكى و درياست، هيچ برگى بر زمين نمىافتد؛ مگر اينكه مىداند، هيچ دانهاى در تاريكى زمين و هيچ تر و خشكى نيست؛ مگر اينكه در كتابى واضح قرار دارد. «وَلا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ.»[٤]
و بالأخره براى اينكه به عظمت اين علم الكتاب بيشتر آگاه شويم، نگاهى مىاندازيم به داستان حضرت سليمان (ع) و بلقيس كه در قرآن مجيد آمده است.
در اين جريان، حضرت سليمان (ع) از اطرافيان خود پرسيد: كدام يك از شما تخت بلقيس را قبل از اينكه او و افرادش بيايند نزد من حاضر مىكند؟ يكى از جنّيان گفت: من آن تخت را قبل از اينكه شما از جاى خود برخيزى حاضر مىكنم!
در اين ميان قرآن مىگويد: كسى كه در نزد او دانشى بود «قالَالَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» گفت: من آن را زودتر از به هم خوردن پلك چشم تو، حاضر مىكنم[٥] و اين كار را كرد.
توجّه داريد كه قرآن مجيد دارنده اين قدرت را به عنوان كسى كه اندكى از علم كتاب را دارد، ياد مىكند و از اين نكته معلوم مىشود كه دانش اين كتاب بايد بسيار گسترده باشد كه اندكى از آن، اين گونه انسان را قدرتمند مىكند و بنابراين در احاديث متعدّد از اهل البيت (ع) ذكر شده است كه فرمودند: «دانش آنكه بخشى از علم الكتاب را داشت، در مقابل دانش كسى كه تمامى علم كتاب را دارد، همانند ترى بال مگسى است از آب دريا!!»[٦]
آرى و با تكيه بر همين علم و منبع بود كه عدّهاى از اصحاب امام صادق (ع) مثل عبدالأعلى و عبيدة بن عبدالله بن بشير، همگى از امام صادق (ع) شنيدند كه مىفرمود: «من مىدانم آنچه در زمينها و آنچه در بهشت و آنچه در جهنّم و آنچه بوده و آنچه خواهد بود.» آنگاه حضرت اندكى درنگ نمود و چون ديد كه اين سخن بر شنوندگان سنگين آمد، فرمود: من اينها را از كتاب خدا مىدانم، خداوند مىفرمايد: «در قرآن است بيان همه چيز.»[٧]
روايات اهل بيت (ع) قاطعانه اعلام مىدارد كه صاحب اين علم، اميرالمؤمنين (ع) و پس از او ائمه اطهار (ع)، از اولاد معصومان او مىباشند.
پيامبر اكرم (ص) به ابوسعيد خدرى كه از آن آيه مبارك پرسيده بود، فرمود: او برادرم على بن ابىطالب است.[٨]
و امام صادق (ع) در حديث صحيح فرمود: «الّذى عنده علم الكتاب هو الميرالمؤمنين (ع)؛ آنكه در نزد او دانش كتاب است، همان اميرالمؤمنين (ع) است.»[٩]
يكى از اصحاب امام باقر (ع) از حضرت در مورد آيه ياد شده سؤال كرد، حضرت فرمود: «ما (اهل البيت (ع)) هستيم و على اوّل ما و برترين ما و نيكوترين ما بعد از پيامبر اكرم (ص) مىباشد.»[١٠]
امام صادق (ع) به عبدالله بن وليد فرمود: «مردم در مورد پيامبر اولوالعزم و اميرالمؤمنين چه مىگويند؟» عرض كردم: هيچ كس را بر پيامبران اولوالعزم مقدّم نمىكنند.
امام (ع) فرمود: خداوند تبارك و تعالى در مورد موسى (ع) فرمود: «وَكَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً؛[١١] براى او در آن لوحها برخى از مواعظ را نوشتيم.» و نفرمود: تمامى موعظهها را و در مورد عيسى (ع) فرمود: «وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ»[١٢] تا عيسى براى شما برخى از موارد اختلاف را بيان كند و نفرمود: همه آن را، امّا در مورد اميرالمؤمنين (ع) فرمود: «قُلْكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ؛[١٣] بگو خدا و كسى كه تمامى علم كتاب نزد اوست ميان من و شما براى گواهى كافيست.»
و سپس حضرت براى اينكه عظمت اين دانش، معلوم گردد به آيه ديگر استناد جسته، فرمود: خداوند عزّوجلّ فرموده است: «وَلا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»[١٤] آنگاه حضرت صادق (ع) فرمود: «علم اين كتاب (با اين عظمت) نزد على (ع) است.»[١٥]
پىنوشتها:
[١]. سوره رعد (١٣)، آيه ٤٣.
[٢]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٧٥.
[٣]. سوره سبا (٣٤)، آيه ٣.
[٤]. سوره انعام (٦)، آيه ٥٩.
[٥]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٤٠.
[٦]. تفسير نورالثقلين، ج ٤، ص ٨٧ ازتفسير على بن ابرهيم.
[٧]. بصائرالدّرجات، ص ١٢٧ و ١٢٨. «وَنَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ»- ٨٩ نحل.
[٨]. تفسير نورالثقلين، ج ٢، ص ٥٢٣ از امالى صدوق (ره).
[٩]. همان، ج ٢، ص ٥٢٣، از تفسير على ابن ابراهيم.
[١٠]. همان، ج ٢، ص ٥٢١، از اصول كافى.
[١١]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٤٥.
[١٢]. سوره زخرف (٤٣)، آيه ٦٣.
[١٣]. سوره رعد (١٣)، آيه ٤٣.
[١٤]. سوره انعام (٦)، آيه ٥٩.
[١٥]. الاحتجاج، ج ٢، ص ١٣٩.