ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٤ - ٣ پيش گويى ها درباره آخرالزّمان و آستانه ظهور و
بوده كه مخاطبان با گذشت مدّتى كوتاه، به صحّت آن پىمىبردهاند. از جمله اين موارد، عبارتند از:
اميرالمؤمنين (ع) گاه از حُسن عاقبت و شهادت دستهاى از ياران خود خبر دادهاند كه از اينگونه روايات، علاوه بر پيشگويى حوادث و اتّفاقات منجر به شهادت خود، از هنگام ضربت خوردن تا عروج[١]، مىتوان به شهادت مسلم قيسى فرستاده امام (ع) در جنگ «جمل» به دستور عايشه[٢]، ولادت امام سجّاد (ع) پس از مشاهده اسراى ايرانى در مدينه[٣] اشاره كرد و گاه از فرجام بد و عاقبت تلخ دشمنان يا حتّى افرادى كه به ظاهر اهل صلاح به شمار مىآمدند. از اين دسته هم مىتوان اين موارد را ذكر كرد:
فرار يك سوم از سپاه جمل و توبه يك سوم آنان و كشته شدن بقيّه از جمله طلحه و زبير در اين جنگ فريب خوردن ابوموسى اشعرى در حكميّت كشتار دسته جمعى خوارج در «نهروان» به نحوى كه كمتر از ده تن از آنان زنده بمانند و ده تن از ياران حضرت شهيد شوند.
علاوه بر بيان فرجام افراد، امام (ع) پيشاپيش از ظهور جريانها در آينده يا سرانجام و عاقبت جريانهاى موجود در آينده نزديك پرده برمىداشتند؛ همانند اين موارد:
به حكومت نرسيدن فرزندان دو خليفه اوّل و ابتر ماندن برنامههاى آنان، همراه شدن ده هزار نفر با امام مجتبى (ع) براى يارى امام على (ع)، همراه شدن هزار كوفى شهادت طلب براى يارى امام (ع)، پشيمانى بىفايده مردم از نتيجه حكميّت.
٢. پيشگويىهاى محقّق شده پس از شهادت امام على (ع)
بخش قابل توجّهى از پيشگويىهاى حضرت على (ع) ناظر به سالها و قرون پس از حيات ايشان است. برخى از مواردى كه تحقّق پيشگويىهاى حضرت على (ع) را تاريخ به چشم ديده از اين قرار است:
نحوه شهادت فرزندان و سرانجام تك تك خانواده امام (ع) خطاب به ابن عبّاس، اسارت حضرت زينب (س) به دست كوفيان، نحوه شهادت رشيد هجرى كه خود با تعاليم امام (ع) بسيارى از اخبار غيبى را به مردم مىگفت و به رشيد البلايا لقب يافته بود؛ كشته شدن ميثم تمّار به دست ابن زياد؛ حجر بن عدى؛ غلامشان، قنبر؛ كميل بن زياد و قاتل او؛ جويرة بن مسهر؛ عمروبن الحمق الخزاعى؛ سلطه معاويه بر مسلمانان و اعمال شنيع او در رويارويى با اسلام اصيل، صليب به گردن انداختن معاويه پيش از مرگ؛ كشته شدن اعشى كه مطالب حضرت را خرافه خوانده بود به دست حجاج؛ به حكومت رسيدن مروان و چهار فرزندش و فساد آنان در بلاد اسلامى؛ سلطه امويان بر مسلمانان؛ نقش عمر سعد در شهادت سيّدالشّهدا (ع)؛ شهادت حضرت رضا (ع) و دفن حضرت در زمين «خراسان»؛ مصائب كوفه و سلطه اشرار بر آن و ذلّت مردم به سبب كوتاهى در حقّ اميرالمؤمنين (ع) و سلطه حجاج و عمربن عبدالعزيز؛ قيام ابومسلم خراسانى و پيروزى او؛ شورش صاحب زنج؛ حمله مغولان و تاتارها به مناطق اسلامى و ...
٣. پيشگويىها درباره آخرالزّمان و آستانه ظهور و ...
هرچند عموم مخاطبان حضرت على (ع) ظرفيت فهم و درك كافى براى شناخت و بهرهمندى از علم بىپايان ايشان را نداشتند؛ با اين حال تعداد بسيار زيادى از روايات درباره آخرالزّمان و قبل و بعد از ظهور امام عصر (ع) تا قيامت به دست ما رسيده كه برخى از آنان تا كنون رخ داده و محقّق شدهاند و برخى نيز در انتظار زمان هستند تا نشانه اثبات علم امام على (ع) به آينده شوند. اين روايات تسلّط امام (ع) را بر دوره ما كه با فاصله بيش از ١٤ قرن با دوره حيات ايشان به سر مىبريم، نشان مىدهد. امام (ع) در مقدّمه نامه خود به امام مجتبى (ع)، مىفرمايند: «چنان تاريخ را مطالعه كردم گويا كه هم دوره آنان هستم.» و همانند اين مطلب درباره تاريخ آينده و فرداى حيات ايشان هم قابل مشاهده است. ايشان چنان ١٤ قرن قبل، دوره كنونى ما را توصيف كردهاند، گويا همراه ما زندگى مىكنند حتّى در برخى از روايات كه مشكل ضعف سند دارند، خبر از پيشگويى ايشان درباره مبتلا شدن مردم به ماهواره، قابليت آب براى روشن كردن شب تار، قدرت فوقالعاده نهفته در درون ذرّه (اتم) را مىتوان ديد. اين مطلب درباره حوادث ظهور و پس از آن نيز مصداق پيدا مىكند و گاه چنان جزيى مىشود كه گويا امام (ع) در آن دوران زندگى خواهند كرد. متأسّفانه عموم ما از اين روايات يا بىخبريم يا نسبت به آنها بىاعتنايى مىورزيم.
لابهلاى روايات آخرالزّمان كه حضرت از اتّفاقات، رخدادها، حوادث، آمد و شد افراد و حكومتها و جريانها، بلايا و ... پردهبردارى كردهاند، گاه از مصائب و گرفتارىهاى آيندگان خبر مىدهند و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد مىكنند و پيشاپيش از وارونگىهاى آخرالزّمان و تحوّلات رو به انحطاط آخرالزّمان جوامع اسلامى، همراه با مردم ديگر ملل دنيا خبر مىدهند. يكى از اين روايات را بيان مىكنيم:
زمانى بر مردم خواهد آمد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بين آنها پديد مىآيد، كارهاى زشت آشكار مىگردد و معمولى مىشود، پردههاى عفّت و شرم پاره مىگردد، زنا كارى و تجاوزهاى ناموسى علنى مىشود، مالهاى يتيمان را حلال مىشمارند و مىخورند، رباخوارى شيوع پيدا مىكند، در كيل و وزنها، كم و كاست مىكنند، شراب را به اسم نبيذ حلال شمرده