ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٥ - ٣ پيش گويى ها درباره آخرالزّمان و آستانه ظهور و
و مىخورند، رشوه را به عنوان هديه و شيرينى مىگيرند، به نام امانت دارى خيانت مىنمايند، مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها درمىآورند، به احكام و دستورات نماز، بىاعتنايى مىكنند، حجّ خانه خدا را براى غير خدا (براى ريا يا تجارت) به جا مىآوردند ... كيفر اين زشتىها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مىكند، تا جايى كه ماه (شوّال) براى آنها مخفى مىشود به طورى كه گاهى دو شب ديده مىشود (كه معلوم مىشود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفتهاند با اينكه روزه آن حرام بوده است) و زمانى شب اوّل رمضان مخفى مىشود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مىخورند و روزعيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مىگيرند. در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند به طور ناگهانى آنها را كيفر كند (به عذابهايى، مانند زلزله، طوفان و سيل)؛ زيرا به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مىگيرد تا جايى كه كسانى صبح سالم هستند ولى شب در دل خاك و قبر آرميدهاند و گاهى شب سالمند و بامدادان جزو مردگان هستند؛ وقتى چنين روزگارى پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيّت كرده باشد كه مبادا بلايى بر او فرود آمده و بدون وصيّت بميرد و واجب است نماز را در اوّل وقت آن بخواند؛ چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد. هر يك از شما آن زمان را درك كرد، بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد؛ چه ترس آن است كه مرگ ناگهانى برسد، بنابراين خوب است با وضو باشد كه روح با طهارت خدا را ملاقات نمايد. من، شما را ترساندم، اگر بترسيد و آگاه نمودم، اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم، چنانچه پند گيريد. پس در پنهانى و آشكار از خدا بترسيد و نبايد كسى از شما بميرد؛ مگر اينكه مسلمان باشد؛ زيرا هر كس به جز اسلام آيينى داشته باشد، از او پذيرفته نيست و در آخرت زيانكاراست.[١]
خداوند همه ما را از فتنههاى آخرالزّمان حفظ نمايد. انشاءالله.
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: بحارالأنوار، ج ١٠، ص ١١٧.
[٢]. بحار الانوار، ج ٤١، صص ٣٠٠ و ٣٢٩.
[٣]. الجمل، صص ١٧٩ و ١٨٠ و ١٨١.
[٤]. اصول كافى، ج ٢، ص ٣٦٩.
[٥]. بحارالانوار، ج ١٩، ص ٧٨؛ ج ٩٦، ص ٣٠٣.
سيره علوى
علوم بيكران امام على (ع) از زبان حضرت
حضرت اميرالمؤمنين (ع) فرمود:
«به خدا سوگند، اگر بخواهم هر كدام از شما را به تمامى كارهايتان و رفت و آمدتان خبر دهم، خواهم داد؛ ولى مىترسم كه به پيامبر اكرم (ص) درباره من كافر شويد. بدانيد كه من اين اخبار را به عدّهاى كه از اين نظر مصون هستند، خواهم داد.
و سوگند به آن خدايى كه پيامبر (ص) را به حقّ به پيامبرى برگزيد و از ميان مردم انتخاب كرد، من جز سخن راست نمىگويم، تمامى اينها را او (پيامبر اكرم (ص)) به من سپرده است، جايگاه هلاكت هر هلاك شونده و نجات هر نجات يابنده و سرانجام اين امر و (خلاصه) هيچ مسئلهاى نماند كه بر سرم بگذرد؛ مگر اينكه در گوش من نهاد و به من تعليم نمود.
اى مردم: به خدا سوگند من شما را به هيچ طاعتى تشويق نمىكنم؛ مگر اينكه خودم به آن سبقت مىگيرم و از هيچ معصيتى شما را دور نمىكنم؛ مگر اينكه خودم زودتر از شما از آن دورى مىكنم.[٢]
و در روايت ديگرى مىفرمود: «سلونى عن اسرار الغيوب فاءنّى وارث علوم الانبياء و المرسلين؛ از من در مورد اسرار پنهانى بپرسيد كه من وارث علوم همه انبيا و مرسلين هستم.»[٣]
عباية بن ربعى گويد: حضرت على (ع) بسيار مىفرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى؛ از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد، به خدا سوگند كه هيچ زمين سبز يا خشكى نيست و نه گروهى كه صد نفر را گمراه كند يا صد نفر را هدايت كند؛ مگر اينكه من مىشناسم، جلودار آن و محرّك آن و سخنگوى آن را تا قيامت.»[٤]
علّامه امينى اين جمله را از حضرت امير (ع) نقل مىكند كه فرمود:
«سلونى و الله لا تسساءلونى عن شى ء يكون الى يوم القيامة الا اخبرتكم؛
از من بپرسيد كه به خدا سوگند از هيچ حادثهاى تا قيامت نمىپرسيد؛ مگر آنكه به شما خبر خواهم داد.»
پىنوشتها:
[١]. ينابيع المودّة، ص ٦٦.
[٢]. همان.
[٣]. همان، ص ٧٣.