ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - گفت وگوهاى موعودى
دكتر اوصاف احسان (شافعى) از كشور هند (شماره ٢٣- شوق ظهور): از او پرسيديم اگر حضرت مهدى (ع) را ببينى به او چه مىگويى؟ فرض كن اينجا كنارت نشستهاند. گفت: نمىدانم سؤال خيلى سختى است نمىتوانم جواب بدهم. نمىدانم چه بگويم؟ من يك مرد احساساتى هستم، من فقط دوست دارم اگر بدانم كجاست كنارش بنشينم همينقدر كافى است. خود اين افتخار است براى من. وقتى به بهشت زهرا مىروم محيط آنجا چنان مرا منقلب مىسازد كه نمىتوانم احساساتم را بيان كنم وقتى به قبر امام خمينى (ره) نگاه مىكنم او را هنوز زنده در آنجا مىبينم او هنوز آنجاست، لذا نمىتوانم صحبت كنم، نمىتوانم اصلًا چيزى بگويم تنها مىتوانم مدّتهاى طولانى در آنجا بايستم و به او نگاه كنم چرا كه براى من امام همانند پدرم بود.
وى در انتها با حال خاصّى گفت: دوست داشتم به جاى هند در ايران رشد مىكردم. من اينجا را بيشتر از آنجا دوست دارم. خاصه پس از انقلاب ايران. احساس مىكنم حداقل يك بار هم كه شده براى ما كه در آنجا غريب افتادهايم دعا كنيد و به ما بينديشيد كه اين بزرگترين هديهاى است كه شما خواهران و برادران ايرانى مىتوانيد به ما بدهيد و بزرگترين عطيه شماست در مقابل من هم براى شما كه در كشور امام زندگى مىكنيد دعا مىكنم.
موبد اسفنديارى (از روحانيان زرتشتى ايران ( (شماره ١٠٠- از كيومرث تاسوشيانس): نوشتهاند، اوّل سه تا سوشيانت مىآيند. اوّلى كه مىآيد خورشيد ده شبانه روز در وسط آسمان مىايستد و غروب نمىشود، دومى كه مىآيد خورشيد بيست روز وسط آسمان مىايستد و غروب نمىشود و وقتى سوشيانت يعنى آخرين موعود مىآيد خورشيد يك ماه تمام وسط آسمان مىايستد و غروب نمىكند. هنوز كسى نفهميده كه مقصود و فلسفه اين حرف چيست، چون اين طور چيزها اغلب نتيجه و معنى فلسفى دارد. مثلًا وقتى مىگوييم كه فلان پيغمبر كور را بينا كرد يا مردهاى را زنده كرد مردم ساده و عوام همان ظاهرش را مىگيرند در حالى كه در واقع كور، آدم نادان و بىعلم است وقتى دين پيدا كرد، علم پيدا كرد مثل كورى بوده است كه بينا شده است و مىگوييم:
بود مرده آنكس كه نادان بود
كه بىدانشى دشمن جان بود
استفان سايزر (اسقف كليساى لندن و از منتقدان صهيونيسم مسيحى) (شماره ٨٢- مسيحيت صهيونسيتى از نظر تا عمل): اين جريان بسيار بانفوذ و قدرتمند است چون همهشان در اين عقيده راسخ متحدند، كه اسرائيل استثناء است و صهيونيزم و اسرائيل برنامه خداوند براى خاورميانه هستند. بنابراين ممكن است در مسائلى همچون سقط جنين و بسيارى مسائل ديگر اختالف نظر داشته باشند امّا درباره اسرائيل همعقيدهاند.
مسيحيت صهيونيستى جهان را دو قطبى مىداند؛ [جهان] يا سياه است يا سفيد، خير يا شرّ. و وقتى اين طرز تفكر با سياست خارجى تركيب شود، آنچه براى آمريكا و اسرائيل خوب است اراده خدا قلمداد مىشود و آنچه براى آمريكا و اسرائيل بد است خارج از اراده خداوند شمرده مىشود.