ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٣ - اسم اعظم حضرت حق
اسم اعظم حضرت حق
قسمتى از بياناتحضرت آيت الله ناصرىكه در مورد اسم اعظم ايراد فرمودهاند، تقديم نفوس پاك كاربران عزيز سايت تبيان مى گردد:
از هرچه بگذريم سخن دوست خوشتر است. اين توسلات را مبادا فراموش كنيد. به حضرت بقية الله (ع) توسل داشته باشيد زيرا آثار عجيبى دارد. در اين رابطه، اين جمله را براى همه آقايان عرض مىكنم تا اهميّت اين موضوع را بدانند.
حضرت آيتالله سيد محمد كشميرى، استاد ما و از اولياى الهى و اوتاد بود. علماى نجف درباره عظمت پدر ايشان حضرت آيتالله سيد مرتضى كشميرى مىگفتند، اگر ايشان ادّعاى نبوت مىكرد نمىتوانستيم ردّ بكنيم. ايشان اهل چنين ادّعاهايى نبود و علماى نجف براى بيان عظمت معنوى ايشان چنين مىگفتند. ايشان ارتباط فوقالعادهاى با حضرت حقّ، داشت و معجزات و كرامات عجيب و بسيارى از ايشان نقل شده است.
داستانهاى محيّرالعقولى كه بعضى از آنها را به خاطر دارم. آيتالله سيد مرتضى هم همينطور بود. معروف و مشهور بود كه در نجف، فقط شبهاى جمعه از خانه بيرون مىآمد و به حرم اميرالمؤمنين- عليه السلام- مشرف مىشد و تا قبل از اذان صبح به منزل باز نمىگشت. ايشان چيزى از كسى قبول نمىكرد. مجتهدى مسلم و خيلى مورد توجه همگان، امّا كاملًا منزوى بود. از خانه بيرون نمىآمد و چيزى از بازار نمىخورد. خودش آردى در منزل تهيه مىكرد و به نانواى متديّنى مىداد كه براى ايشان اين نان را مىپخت. خطّش خيلى زيبا بود. تابلوهايى را با عبارت «يا صاحب الزمان أغثنى يا صاحب الزمان ادركنى» مىنوشت و به پسرش مىداد. او هم آن تابلوها را چاپ مىكرد و مىفروخت و پولش را به پدر مىداد. پدر هم زندگى خود را با آن اداره مىكرد. آن وقت ايشان استاد اخلاق ما بود. من به خدمت ايشان مىرسيدم. خودشان مكرّر به بنده مىگفتند: «به يك حمد خواندن، مرده زنده مىكردم.»
يكى از دفعاتى كه به ديدار ايشان رفته بودم، از ايشان اسم اعظم را خواستم. ايشان ندادند ولى گفتنداگر اسم اعظم را مىخواهى به در خانه امام زمان- عجل الله تعالى فرجه الشريف- برو و از اين اسم شريف: «يا صاحب الزمان أغثنى يا صاحب الزمان أدركنى» نگذر. اين اسم اعظم حق است، به آن توجه داشته باش.
به دنبالش اين ماجرا را براى بنده تعريف كردند كه، سفرى به خراسان رفته بودم. در مسير برگشت از تهران به قم رفتم تا يكى از آشنايان و بستگان را ببينم و بعد به عراق بازگردم. در نيمه شبى كه هوا سرد بود، اتوبوس مرا جلوى صحن حضرت معصومه- سلام الله عليها- پياده كرد. من هم پياده شدم.
يكى از دفعاتى كه به ديدار ايشان رفته بودم، از ايشان اسم اعظم را خواستم. ايشان ندادند ولى گفتند اگر اسم اعظم را مىخواهى به در خانه امام زمان- عجل الله تعالى فرجه الشريف- برو و از اين اسم شريف: «يا صاحب الزمان أغثنى يا صاحب الزمان أدركنى» نگذر. اين اسم اعظم حق است، به آن توجه داشته باش.
امّا من پيرمرد هشتاد و پنج ساله با چمدان و ساك كجا بروم؟ من كه آدرس را بلد نيستم و كسى هم نيست كه از او نشانى را بپرسم. مقدارى ايستادم، ديدم خبرى نشد. با خودم گفتم ما كه صاحب و ملاذ و ملجأ داريم. بهتر است از ايشان استمداد كنم. مىگفت، ساك را به يك دست گرفتم و عصا و چمدان را هم به دست ديگر. چشمانم را بستم و در پيادهرو به طور مرتب مىگفتم: «يا صاحب الزمان أغثنى يا صاحب الزمان أدركنى» مكرّر اين اسم را تكرار مىكردم و راه مىرفتم. يكدفعه سنگين شدم و بعد از آن نگاه كردم و ديدم بر در يك خانهام. نگاه كردم، ديدم اسم همين اقوام ما بر در نوشته است. در زدم، آمد و ديدم خودش در را باز كرد و متحيرانه از من پرسيد، چطور و با چه آمدى؟ گفتم آمدم ديگر و به داخل خانه رفتم.
اسم حضرت بقيةالله (ع) اسم اعظم حضرت حقّ است. در گرفتارىهاى روحى، معنوى، جسمى، مادى توجه و توسّلتان به اين اسم شريف باشد. خدا شاهد است بنده مكرّر گرفتارىهاى مختلفى داشتم مخصوصاً در فشارها و ناراحتىهاى خارجى با اين ذكر نتيجه قطعى گرفتهام. ذكر «يا صاحب الزمان اغثنى يا صاحب الزمان ادركنى» را يادداشت كنيد و در مواقع گرفتارى متوسّل و متوجه به حضرت بقيةالله- روحى له الفدا- بشويد، انشاءالله نتيجه قطعى خواهيد گرفت. اين ذكر، عدد هم ندارد و ايشان به من عدد نفرمودند كه براى جواب گرفتن چند بار آن را تكرار كنم. لازم است مرتب آن را تكرار كنيد و همين طور بگوييد.