لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٧٥ - متن كتاب لهوف
و اگر نبود امتثال فرمان كتاب و سنّت كه بايد براى ناپديد شدن و محو اعلام هدايت و تأسيس حكومت غوايت و گمراهى- حكومت بنى أميّه- و تأسّف بر از دست دادن اين سعادت، و تلهّف و افسوس بر اين گونه شهادتها و غروب اين كواكب تابان لباس عزا و مصيبت درآييم، هر آينه زيبنده بود كه براى اين نعمت بزرگ كسوت مسرت و شادمانى بر تن كشيم.
و چون در اين عزادارى رضايت سلطان معاد (پروردگار)، و هدف بندگان نيك نهفته، لذا ما در لباس عزا در آمده هماره آب در ديده مىگردانيم، سخن ما با چشممان اين است كه در مصائب كربلا پياپى بگرى، و با دلها مىگوييم كه: همچون زنان فرزند مرده ناله سرده.
چه، امانتهاى رسول مهربان در روز عاشورا دستخوش تباهى گرديد، و وصاياى او در باره حرم و فرزندانش با دست امّت و دشمنان وى محو و نابود گرديد.
خدا را، از آن همه بار گران مصائب كه قلوب را رنجور، و اين همه سختى و هلاكت را در پى داشته و آن مصيبتها كه همه مصائب در برابرش ناچيز، و آن حوادث سخت و تلخ كه جامه تقوى را دريده، و آن تيرها كه خون رسالت را بر زمين جارى كرده و آن دستها كه جلالت الهيه اهل البيت را در كسوت اسارت در آورده، و آن فجايع كه سران ابدال را فرو افكنده، و آن بلايا كه جانهاى بهترين خاندانها را بر آورده، و آن بد آمد كه مصيبت آن تا به جبرئيل رسيده، و آن فظائع كه بر پروردگار جليل گران آمد.
چرا چنين نباشد و حال آن كه در آن روز گوشت رسول اللَّه ٦ بر روى ريگستان فرو ريخته و خون پاكش با شمشير گمراهان بر زمين جارى، و چهرههاى دخترانش در منظر ديدگان راننده و شماتتگر قرار گرفته، و آنان را در حضور ناطق و صامت از لباس بر آورده، و ابدان آن بزرگواران را از لباس عريان، و آن اجساد مكرّمه بر روى خاك افتاده و خفته!! مصائبى خاندان رسالت را پراكنده، و در قلب هدايت تيرها نشسته تا هلاكش كند.
و زنان مصيبت ديدهاى كه شعله آتش حزن و تأسف را بر افروزند.