لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ١٢٩ - خطبه امام در مواجهه با سپاه عمر بن سعد
[خطبه امام در مواجهه با سپاه عمر بن سعد]
راوى گويد: ابن زياد اصحابش را براى جنگ با حسين ٧ فرا خواند و آنها پيرويش كردند و با آن كه سبكشان مىشمرد باز هم فرمانش بردند، دين و دنياى عمر بن سعد را خريد و به فرماندهى سپاه برگزيدش، و او پذيرفت. عمر بن سعد با چهار هزار سوار براى جنگ با امام از كوفه بيرون شد، و ابن زياد پياپى برايش نيرو مىفرستاد و تا آن كه در كربلا تا شب ششم محرّم بيست هزار لشكر وارد شدند، ابن سعد عرصه را بر حسين ٧ تنگ كرد و آب را بر روى او و اصحابش بست، و آنان را گرفتار تشنگى كرد.
امام ٧ برخاست و به قائمه شمشيرش تكيه داد، با صداى بلند ندا در داد و فرمود:
«شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مرا مىشناسيد؟» گفتند: آرى تو فرزند رسول اللَّه و سبط اويى.
فرمود:
(أنشدكم اللَّه هل تعلمون أنّ جدّى رسول اللَّه ٦؟)
، «شما را به خدا آيا مىدانيد كه رسول اللَّه ٦ جدّ من است؟» گفتند: خداوندا آرى.
فرمود:
(أنشدكم اللَّه هل تعلمون أنّ أمّى فاطمة ابنة محمّد؟)
، «شما را به خدا آيا مىدانيد كه مادرم فاطمه دختر محمّد است؟» گفتند: آرى.
فرمود:
(أنشدكم اللَّه هل تعلمون أنّ أبي علي بن أبي طالب؟)
، «شما را به خدا آيا مىدانيد كه پدرم علىّ بن ابى طالب است؟»