لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٢ - خطبه امام سجاد
چقدر در خدمت آنان شب را به صبح رساندم در حالى كه بر كوشكها فخر مىكردم، جامه سرور و شادمانى بر تن مىكشيدم؟
چه بسيار روزگارهاى گذشتهاى را كه در وجود من زنده كردند، و چه انسانهايى را كه ريزهخوار سفره من گرداندند! پس تيرهاى قضا و قدر قصد من نموده و گردش روزگار بر من رشك برد، آن عزيزان در لباس غرباء در ميان دشمنان در آمده هدف تيرهاى عداوت قرار گرفتهاند، و با قطع انگشتان آن عزيزان مكارم قطعه قطعه شده، و مناقب براى فقدان چهرههاى تابان آنان شكوهها سر داده، محاسن با زوال اعضاء آنان زوال پذير گرديده، و از ترس لرزه احكام به ناله در آمدند.
پس از ترس خدا بپرهيزيد از خون او كه در آن جنگها ريخته شده، و از آن كمال كه با آن حوادث پرچمش سرنگون گرديد.
اگر من مساعدت خردمندان را از كف داده، نابخردى خردها در برخورد با مصيبت زده ترك و رهايم كردند، پس مرا راه سعادتى است از سنن فرسوده و اعلام فرو افتاده، كه چون من ندبه كنند، و درد و رنج آنها چون درد و رنج من باشد.
پس اگر مىشنيديد كه چسان زبان حال نمازها بر آنان نوحه مىكند، و چگونه انسان گوشهگير بر آنان ناله دارد و رازها و نيات مكارم مشتاق آنان، و باد زمين كرامتها بر آنان وزيده محرابهاى مساجد بر آنان گريسته، ناودانها بر آنان ندبه كردهاند، هر آينه شنيدن آن داعيه نازله شما را دردمند كرده، و تقصيرتان را در اين مصيبت فراگير مىدانستيد.
بلكه اگر درد و درهم شكستنم و خالى بودن مجالس و آثارم را مىديديد، مىديديد آنچه را كه قلب صبور را به درد آورده، اندوهها را در سينهها به هيجان در آورده است. آن كه بر من رشك برده شماتتم كرده و پنجههاى خطرها بر من چيره گرديد.
وا شوقاه به سوى منزلى كه آنان مسكن گزيده، و اقامتگاهى كه در آن اقامت كرده و