لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٧ - كسب اجازه على اكبر
راوى گويد: سويد بن عمر بن ابى المطاع[١] كه مردى شريف و كثير الصلاة بود به پيش تاخت، و چون شيرى از بند جسته ستيزيد و بر بلاياى نازله شكيبايى را به نهايت برد، و بر اثر كثرت جراحات وارده كه توان جنبش را از وى گرفته بود بين كشتگان افتاد تا وقتى شنيد كه مىگويند: حسين كشته شد، سويد حركتى به خود داد از موزهاش كاردى درآورده و با دشمن جنگيد تا به درجه فائزه شهادت نائل آمد، رضوان اللَّه عليه.
گويد: اصحاب حسين ٧ در پيش رويش به جنگ پرداخته و چنان بودند كه شاعر گفت:
|
قوم اذا نودوا لدفع ملمة |
و الخيل بين مدعّس و مكردس |
|
گروهى كه اگر فرا خوانده شوند براى دفع بلا بر اسبهاى نشان دار و رديف شده باشند
|
لبسوا القلوب على الدّروع و أقبلوا |
يتهافتون على ذهاب الأنفس |
|
دلها را بر روى زرهها پوشيدهاند و در تسليم جان بر يك ديگر پيشتازند
[كسب اجازه على اكبر ٧ براى مبارزه]
چون همه اصحاب به شهادت رسيده و جز اهل بيت امام به جاى نماندند، علىّ بن الحسين ٧- كه از همه مردم زيباروىتر و از نظر اخلاق از همه نيكوتر بود- از پدرش كسب اجازت كرد و امام وى را رخصت داد.
امام نظر نوميدانهاى به فرزند افكند و چشمان مباركش فرو هشت و بگريست.
سپس فرمود:
(اللّهم اشهد، فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا
[١]- نام سويد بن عمرو بن أبى المطاع خثعمى در اكثر منابع آمده است. او مردى شريف و كثير الصلاة بوده، و يكى از دو نفر است كه با حسين ٧ تا آخر بپاييد، و بعد از شهادت امام شهيد شد، پس او آخر شهيد است كه هانى بن ثبيت وى را كشت، خثعم بن انمار بن اراش از قحطانيه است.
رجال الشيخ، ٧٤، المناقب ٤/ ١٠٢، كه در آن عمرو بن ابى المطاع جعفى آمده است. بحار ٢٥/ ٢٤، تسمية من قتل مع الحسين: ١٥٤ كه در آن سويد بن عمرو بن المطاع آمده است، أنصار الحسين: ٩١- ٩٢.