لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠١ - خطبه امام سجاد
راوى گويد: صوحان[١] به صعصعة بن صوحان كه مفلوج و زمين گير بود از امام به دليل بيمارى فلج از عدم حضور در كربلا پوزش خواست، امام عذرش را پذيرفته از حسن نيت او سپاس گزارد و براى پدرش طلب رحمت فرمود.
مؤلف و جامع اين كتاب علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن طاوس مىگويد:
پس از آن امام سجاد صلوات اللَّه عليه با اهل و عيال به مدينه كوچيد، و به خانههاى قوم و رجال خود نظر افكند، دريافت كه آن منازل با زبان حال نوحه مىكنند، و راز درون خود را با جارى كردن قطرات اشك براى از دست دادن مردان و حاميان خود آشكار مىسازند، و چون زنان بچه مرده ناله سر مىدهند، و بر مصارع شهداء خويش اندوهشان را دامن مىزنند و براى عزيزانش ناله وا ويلا و وا ثكلاه سر داده و مىگويند:
اى قوم! مرا بر نوحه سرايى يارى رسانيد و بر اين مصيبتهاى گران ياوريم كنيد چه، آن گروه كه من براى فراق آنان ندبه كرده دلم در گرو مكارم اخلاق آنان قرار گرفته، افسانه شبانه روز منند، و انوار تاريكيهايم و سحرگاهان من و ريسمان شرف و افتخارم، و مايه نيرو و كاميابيم، و جانشين آفتابها و ماهتابهاى منند.
چه بسا (آن بزرگواران) با اكرام خود سايه وحشت را از من رهانيده، چقدر با انعام خود بنيان حرمتم را سخت پى ريخته، و چه شبهاى فراموش ناشدنى در سحرگاهان گوشهايم مناجات آنان را شنيده، و با نهادن اسرارشان در نزد من بهرهورم كردهاند.
چه روزهاى زيبا كه با آراستن محافل سرايم را معمور و آباد داشته، با فضائل خود سرشتم را خوشبو، چوب خشك مرا با آب عهود و پيمانهايشان سر سبز كرده، نحوست را از من با جمال سعد خود زدودند. چه نهالهاى مناقبى برايم نشاندند، و جايگاهم را از حادثهها حراست فرمودند.
[١]- پدرش صعصعة بن صوحان است. اكثر تواريخ او را از اصحاب امير المؤمنين ٧ شمردهاند، و امّا فرزندش صوحان را در شرح حالهاى معتبر نيافتم، و هر كه از او چيزى آورده به همين قسمت از كتاب ملهوف تكيه داشته است.