لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٨٣ - ميلاد حسين
اين جبرئيل است كه از سرزمينى به نام كربلا[١] در كنار شط فرات خبرم مىدهد كه در آن جا فرزندم حسين بن فاطمه ٨ به شهادت مىرسد.
يكى پرسيد: يا رسول اللَّه كى او را مىكشد؟
فرمود: مردى يزيد نام، گوئيا جاى شهادت و مدفنش را مىبينم.
بعد با حالت گرفته و اندوهگين از سفر بازگشت و به منبر رفت و خطبه خواند و پند داد، در حالى كه حسنين ٨ در نزدش بودند.
بعد از فراغت از خطبه دست راست را بر سر حسن ٧ و دست چپ را بر سر حسين ٧ نهاد و سر به سوى آسمان برافراشت و گفت: «خداوندا همانا محمّد ٦ بنده و رسول توست و اين دو عترت پاكم و خوبان ذرّيه و بنياد خانوادهام مىباشند كه در امّتم به جاى مىگذارم، و جبرئيل خبرم مىدهد: اين فرزندم مقتول و مخذول گردد، خداوندا شهادت را بر وى مبارك فرما، و او را از سادات شهداء قرار ده، و بركت را در قاتل و خاذلش قرار مده.
«فضجّ الناس في المسجد بالبكاء و النّحيب»، ضجّه مردم در مسجد با اشك و ناله برخاست.
پيامبر ٦ فرمود: آيا مىگرييد و ياريش نمىكنيد؟
پيامبر صلوات اللَّه عليه و آله بازگشت و با چهره بر افروخته خطبه ديگرى ايراد كرد (امّا كوتاه) و در حالى كه از چشم اشك فرو مىريخت فرمود:
مردم! همانا من در بين شما دو چيز گرانبها (ثقلين) را به جاى گذاردم: كتاب خدا و عترتم- اهل بيتم- نهاد و اصلم و ميوه زندگيم، و اين دو از من جدا نگردند تا در حوض بر من در آيند، الا كه من منتظر آن دو مىباشم، و من از شما چيزى نمىخواهم
[١]- كربلاء با مدّ، جايگاه شهادت حسين است نزديك كوفه از سوى بيابان. در روايت آمده كه امام ٧ نواحى قبر شريف را از اهل نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريد و بر آنها تصدّق فرمود مشروط بر اين كه مردم را به قبر شريف ارشاد كرده سه روز زائران را پذيرايى كنند.
معجم البلدان ٤/ ٢٤٩، مجمع البحرين ٥/ ٦٤١- ٦٤٢.