لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩ - ٦٣
٥٥-
بعد از شهادت امام حسين ٧ «سرخىاى» از سوى باختر و سرخىاى از جانب خاور برخاسته و بالا آمد، تا آن جا كه نزديك بود در ميانه آسمان به هم برسند.
٥٦-
بعد از شهادت امام حسين ٧ تا چهل روز مردم درنگ كرده (مىديدند كه) خورشيد بگاه طلوع و غروب سرخ فام بود و اين گريه آن بود.
٥٧-
بعد از شهادت امام حسين ٧ از آسمان خون باريد و شبنم آكنده از خون شد و هنگامى كه شتران براى خوردن آب راهى جويبارها شدند آن را خون يافتند.
٥٨-
آسمان جز بر يحيى بن زكريّا و حسين ٨ نگريست و گريهاش چنين بود كه چون به لباسى مىرسيد اثرى چون اثر كك (كيك) از خون مىگذاشت.
٥٩-
بعد از شهادت امام حسين ٧ هفت آسمان و هفت زمين با هر چه در آنهاست و بهشتيان و دوزخيان و آنچه ديده مىشد يا قابل رؤيت نبود بر او گريستند.
٦٠-
بعد از شهادت امام حسين ٧ همه چيز بر او گريست، حتّى وحوش بيابان و ماهيان دريا، و پرندگان آسمان، آفتاب و ماهتاب و ستارگان و آسمان و زمين و مؤمنان انس و جنّ و همه فرشتگان آسمان و زمين و رضوان و مالك و حاملان عرش.
٦١-
بعد از شهادت امام حسين ٧ شبانگاه تا بامداد وحوش بر قبر مباركش گردن كشيده، نوحه سروده بر وى همى گريستند.
٦٢-
بعد از شهادت امام حسين ٧ تا چهل بامداد آسمان با خون و زمين با سياهى و تيرگى و آفتاب با حمره گريستند، و كوهها پاره پاره و پراكنده، و درياها منفجر گرديده، و آن فرشتگان در كنار قبر مبارك مىگريند و از گريه آنان تمام فرشتگان آسمان و زمين و هوا مىنالند.
٦٣-
امير المؤمنين ٧ چون اين آيه را خواند: فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ[١] حسين ٧ نزدش رسيد، امير المؤمنين فرمود: حسين بزودى مقتول گردد و آسمان و زمين بر وى بگريند.
[١]- دخان/ ٢٩، آسمان و زمين بر آنان نگريست و آنان از مهلت يافتگانند.