لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٨٦ - ميلاد حسين
مدينه[١] بويژه حسين بن على ٨ برايش بيعت گيرد و در صورت امتناع حسين گردنش را زده، سرش را براى وى بفرستد.
وليد مروان بن حكم[٢] را براى مشورت در امر حسين ٧ احضار نمود.
مروان گفت: حسين بيعت نمىكند و اگر من جاى تو بودم گردنش را مىزدم.
وليد گفت: اى كاش مادر مرا نزادى، و من هرگز نبودم.
سپس در پى حسين ٧ فرستاد، حضرت با سى نفر از اهل بيت و دوستان نزد او رفت، وليد خبر مرگ معاويه را بداد و بيعت با يزيد را به وى عرضه نمود.
فرمود: اى امير، بيعت كه سرّى نيست، مردم را كه فرا خواندى مرا نيز دعوت كن.
مروان گفت: اى امير! عذرش را مپذير و در صورت امتناع گردنش را بزن.
حسين ٧ خشمگين شد و فرمود: واى بر تو اى پسر زرقاء تو امر به زدن گردنم مىكنى دروغ گفتى و به خدا كه پستى ورزيدى.
بعد رو به وليد كرد و فرمود: «اى امير! ما اهل بيت نبوّت و معدن رسالت، و خانه
[١]- مدينه: مدينه رسول الله همان يثرب است، مساحتش نصف مكه بوده، در قسمت حرّه شورهزار بود، و آب و نخل فراوان داشت، مسجد در وسط شهر و قبر مبارك در شرق مسجد است، مدينه را نامهاى زيادى چون طيّبه و يثرب و مباركه مىباشد. معجم البلدان ٥/ ٨٢.
[٢]- مروان بن حكم بن أبى العاص بن عبد شمر بن عبد مناف، ابو عبد الملك، خليفه اموى و سر سلسله دودمان آل مروان( اموى) است دولت آنان به نام مروانيان معروفند. در مكّه متولّد و در طائف باليد و ساكن مدينه شد، عثمان او را از خواص خود ساخت و كاتب خود نمود، بعد از قتل عثمان با عائشه در غائله بصره شركت نمود، و در صفين همراه معاويه بود، در زمان معاويه والى مدينه شد و ابن زبير او را از مدينه براند و به شام رفت و در سال ٦٥ با طاعون هلاك شد و به روايتى همسرش مادر خالد بن يزيد وى را بكشت.
اسد الغابة ٤/ ٣٤٨، تاريخ ابن الاثير ٤/ ٧٤، تاريخ طبرى ٧/ ٣٤، الاعلام ٧/ ٢٠٧.