لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ١١٤ - خطبه امام به گاه عزيمت به جانب عراق
سپس حسين ٧ به مسافرت ادامه داد تا به تنعيم[١] رسيد و در آن جا با كاروانى برخورد كه بحير بن ريسان حميرى فرماندار يمن براى يزيد هدايا مىبرد. حسين ٧ هدايا را به عنوان ولايت مأخوذ داشت، و به شتربانان فرمود: هر كه خواهد با ما به عراق آيد از مصاحبت نيكوى ما بهرهمند گرديده كرايه او را مستوفى بپردازيم، هر كه نخواهد كرايهاش را تا بدين جا پرداخت نماييم.
جمعى با امام رفتند و ديگران امتناع ورزيدند.
امام ٧ به سير ادامه داد تا به ذات عرق[٢] رسيد و بشر بن غالب[٣] را ديدار فرمود كه از عراق مىآمد، از وضع عراق پرسيد.
[١]- تنعيم( بر وزن تكريم) محلّى در قسمت حلّ مكّه است. ميان مكه و سرف به فاصله دو فرسخ از مكه- يا چهار فرسخ به روايتى- تنعيم خوانده شد چون كوهى به نام نعيم و كوهى از سوى چپش به نام ناعم و خود بيابان را نعمان خوانند. در تنعيم مساجدى پيرامون مسجد عائشه قرار دارد و ميقات مكّيون در عمره است. معجم البلدان ٢/ ٤٩.
[٢]- ذات عرق، محل تهليل عراقيان است، و آن حدّ بين نجد و تهامه است، و گفته شد: عرق كوهى است در راه مكّه، و از آن است ذات عرق، اصمعى گويد: آنچه زمين از بطل الرّمه بلند شود تا ارتفاعات ذات عرق و عرق كوه مشرف به ذات عرق است.
معجم البلدان ٤/ ١٠٧- ١٠٨.
[٣]- در مستدركات علم الرجال ٢/ ٣٣ آمده: بشر بن غالب اسدى كوفى، از اصحاب حسين و سجاد ٨ است، شيخ در رجالش، و براقى او را از اصحاب امير المؤمنين و حسنين و سجاد شمرده، او و برادرش بشير راويان دعاى عرفه حسيناند ... او را رواياتى از حسين است كه در عدة الداعى آوردهام، عبد اللَّه بن شريك از او روايت دارد.