لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٣ - خطبه امام سجاد
وطن خود ساختند، اى كاش من انسانى بودم كه آنان را از شمشيرها حفظ كرده از آنان حرارت نيزهها و تيرها را دور مىكردم، و ميان آن عزيزان و فرو مايگان مانع مىشدم، و تيرهاى دشمنان را از آنان دفع مىكردم.
و هلّا اكنون كه شرف اين هميارى واجب از دستم رفت، جايگاه اين اجسام خون چكانم، و سزاوار حفظ شمائل آن عزيزان از بلايايم، و مصون از وحشت هجران دشمنان.
پس آه و آه، اگر من جايگاه آن اجساد اين جوانمردان و بخشندگان شوم، تمام توان خود را براى حفظ آنان به كار مىگيرم، و به پيمانهاى ديرين وفا مىنمايم، و بعضى از حقوق اوّليه آنان را ادا كرده، با توانم آنان را از وقايع، وقايه باشم، و چون بنده فرمانبر در خدمت آنان بوده، چون مستطيع و توانمند جهدم را به كار مىگيرم، و براى آن چهرهها و حلقههاى پيوند فرش اكرام و اجلال مىگسترم، ديگر به آرزويم كه معانقه با آنان است رسيده، و تاريكى خود را با اشراقشان منوّر مىسازم.
شوق دستيابى بدين آرزوها از وجودم زبانه كشيده، اضطراب و قلق براى غيبت اهل و ساكنانم روحم را رنج مىدهد، پس هيچ نالهاى آن گونه كه مىخواهم رسانيمت، و هر دوايى جز آنان شفايم نخواهد داد، و اين منم كه براى فقدان آن عزيزان لباس حزن به تن كرده و بعد از آنان انس من به جلباب اندوه است، و نوميدم از اين كه شكيب و صبر بتواند وضعم را به اصلاح آورد و از اين روست كه مىگويم:
اى اميد و تسليت روزگار و ايّام وعدهگاه با تو روز رستخيز.
و چه زيبا سرود ابن قتّه[١] عليه الرحمة آن گاه كه بر آن منازل مشرّفه گذشت.
|
مررت على أبيات آل محمّد |
فلم ارها امثالها يوم حلّت |
|
بر منازل آل محمّد گذشتم و آن را چون ديگر منازل نديدم
|
فلا يبعد اللَّه الدّيار و أهلها |
و ان أصبحت منهم برغمى تخلّت |
|
[١]- او سليمان بن قتّة العدوى تيمى وابسته بنى تيم بن مرّه است كه به سال ١٢٦ هجرى در دمشق وفات كرد و در خدمت بنى هاشم بود.