حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٨ - نامه اول
نامه اوّل
باسم اللّه خير الأسماء
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ\* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً\* فَادْخُلِي فِي عِبادِي\* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.
|
من مرغ باغ عالم قدسم الهيا |
زان آشيان به گلشن رضوانم آرزوست |
|
لطف جناب دوست موجب تسلّى خاطر و تشفّى دل گرديد، آرى؛
|
لطف از تو و بو ز مشك و نور از خورشيد |
رسمى است قديم و عادتى معهود است |
|
مرقومهاى كه نفحات انس شقائق كلماتش مشام روح را معطر ساخت، و انوار ازهار حدائقش حدقه ديدگان را منوّر، زيارت شد. نوشتهاى كه مشتمل بر انواع تفضّل و اكرام بود، و رقيمهاى كه حاكى از وفور ايمان و خلوص اعتقاد. كتب اللّه تعالى عليكم الرّحمة و جزاكم خيرا. يا رب دعاى خسته دلان مستجاب كن.
|
از هركرانه تير دعا كردهام روان |
باشد كزان ميان يكى كارگر شود |
|
به حكم «الأرواح جنود مجنّدة» كه دوست ما را با استاد گرامى الهى قمشهاى اعلى اللّه تعالى درجاته الفت در غيب و ارادت بىريب بود، و نيز تذكره اولياء اللّه سبب جلاى آينه دل و نزول بركات است، از مرحوم الهى سخن بگوييم:
آن بزرگوار به نام مهدى و به لقب محيى الدين بود و در اشعارش الهى تخلّص مىكرد. و در تحت مراقبت پدرى عالم بيدار به نام ملّا ابو الحسن تربيت شد.
اصلا از سادات بحرين و از بيت علم و عرفان و زهد و تقوى بود. نياكانش در زمان نادرشاه از بحرين به قمشه «شهرضاى فعلى» آمدند و در آنجا مقيم شدند لذا به