حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٤٤ - كلمه ٦ - قال أمير المؤمنين
داند كه حضور محبوب خود مىرود پس هركس خدا ترس شد خدا او را از هرامر مخوف و ترسناك ايمن سازد تا از هيچ چيز نترسد و مانند على ٧ و شيعيان واقعى او شجاع و دليرترين مردم است.
كلمه ٥- قال أمير المؤمنين ٧: من عرف نفسه عرف ربّه.
[١]
ترجمه: هر كه خود را شناخت خدا را شناسد.
شرح: يعنى هركه خود را شناخت كه از نطفه پست و ناچيز وجودى يافته به اين جمال و كمال جسمانى و روحانى كه عالم عقلى است مطابق با عالم عينى البته خداى خود را خواهد شناخت زيرا مىداند كه جز ذات عالم قادر حكيم واهب الصّور اين وجود را از نطفه به اين كمال نرسانيده است پس در اثر فكر و توجّه به نفس ناطقه مجرّد خود خدا را به اوصاف جمال و جلال و كلّ الحسن و الكمال خواهد شناخت و باز فرمود: من عرف نفسه فقد انتهى الى غاية كلّ معرفة و علم.
هركه خود را شناخت خدا را شناسد و چون خدا را شناخت به معرفت كلّ الوجود و حقيقة الكل نائل گرديده و بالنتيجه به هرعلم و معرفت راه يافته است.
كلمه ٦- قال أمير المؤمنين ٧: المعرفة نور القلب.
المعرفة الفوز بالقدس.[٢]
ترجمه: معرفت خدا نور و روشنى دل است و نيل و استفاضه از عالم قدس.
[١] - اين حديث شريف هم از نبى روايت شده است، و هم از وصى صلوات اللّه عليهما( غرر و درر آمدى، ط صيدا، ص ١٩٦).
نگارنده را در پيرامون اين حديث شريف تحقيقى است كه در اوائل كتاب« سرح العيون فى شرح عيون مسائل النفس» در تحت عنوان« وهم و رجم» تقرير و تحرير كرده است.( ط ١، ص ٦٠) و ديگر اين كه رسالهاى در شرح اين حديث عظيم الشأن نوشتهايم كه تا كنون قريب به صد وجه آن را معنى كردهايم.
قوله:« من عرف نفسه فقد انتهى ...» غرر و درر، ط نجف، ص ٢٩٣، س ٦؛ و ط صيدا، ص ٢١٦، س ١٣. و شرح آقا جمال، ط ١، ج ٥، ص ٤٠٥، ش ٨٩٤٩. عبارت روايت را از مصادر ياد شده تصيح كردهايم، و با نسخه خطى غرر و درر كه در ديباچه نام بردهايم موافقاند، و لكن در طبع قبل به نقل جناب استاد الهى با اضافه كلمه« كل» قبل از« علم» است بدين صورت:« من عرف نفسه فقد انتهى الى غاية كل معرفة و كل علم».
[٢] - اين كلمه مؤلّف از دو كلمه است كه در غرر و درر آمدى روايت شده است. شرح آقا جمال، ط ١، ج ١، ص ١٤٤، ش ٥٣٨، و ص ١٤٥، ش ٥٤٢.