حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٣١ - نامه دوم
و اساتيدش را نستوده و گاهى بعضى از بزرگان علما را نام برده است.
جناب علامه طباطبائى فرمودند كه فلانى «يكى از فضلاى طهران را نام برد» از من استاد طلبيد، بدو گفتم: آقاى الهى قمشهاى كه او، غير از اين ظاهر است.
احوالپرسى مرحوم الهى اين بود: حال سركار خوش است. و گاهى مىفرمود:
حال شريف خوش است. وقتى در طهران به بنده فرمودند: حاضريد به عيادت آقاى آملى برويم «در اين وقت مرحوم آية اللّه حاج شيخ محمّد تقى آملى قدّس سرّه سخت بيمار بودند و به كسالت قلبى دچار بودند كه از حركت كردن و برخاستن و نشستن ممنوع بودند» گفتم: از جان و دل افتخار دارم كه در خدمت شما باشم.
در موعد معيّن و ساعت مقرّر به حضورش تشرّف حاصل كردم با هم به عيادت مرحوم آية اللّه آملى رفتيم اين بنده سبقت گرفت و در زد كسى گفت: كيه؟ بنده به عادت زبان رايج گفتم: آقا تشريف ندارند؟ مرحوم آقاى قمشهاى فرمودند: چرا جانب نفى را گرفتهاى؟ و چون به حضور مرحوم آقاى آملى نشستيم، مرحوم آقاى قمشهاى از تعليقات و حواشى آقاى آملى بر حكمت منظومه حكيم متأله سبزوارى و از آثار علمى و قلمى او تحسين و تقدير كرد.
اين بنده خام رو به آقاى آملى كرد و گفت: خداوند وجود شما را به سلامت بدارد. در جوابم فرمود: خداوند متعال وجود مرا به سلامت بدارد، وجود آقاى قمشهاى را به سلامت بدارد، وجود شما را به سلامت بدارد و همه علماى شيعه و همه شيعيان و همه مسلمانان را به سلامت بدارد و رحمت او شامل حال همه و همه شود كه شيخ الرئيس چه خوش فرمود: استوسع رحمة اللّه.
اين فرمايش آقاى آملى چه قدر برايم ارزش داشت و تا چه قدر ادبم كرد. چون برخاستيم و از خانه بدر آمديم خواستم به همان سمتى كه آمديم برويم مرحوم قمشهاى فرمودند: از سمت ديگر برويم تا تكرار در تجلّى نشود.
مرحوم آقاى قمشهاى مىفرمودند: وقتى در يكى از مجالس مهم طهران كه سياسى بود، و هم به عنوان جشن عروسى بنام، شعراى شيعه و سنّى را دعوت كرده بودند، مرا نيز خواستند عذر آوردم و بالأخره ملزم به حضور شدم در آن جلسه