حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٢٤ - كلمه ٨ - قال أمير المؤمنين
نباشد. از شرح بىنياز است.
كلمه ٦- قال أمير المؤمنين ٧: لا يسوءنّك ما يقول النّاس فيك فإنّه إن كان كما يقولون كان ذنبا عجّلت عقوبته و إن كان على خلاف ما قالوا كانت حسنة لم تعملها[١].
ترجمه: از بدگوئى و عيبجوئى خلق دل شكسته و آزرده خاطر مباش كه اگر راست مىگويند آن بدگوئى كيفر عمل توست كه در دنيا به تو رسيده و ديگر در عقبى عقاب ندارد و اگر دروغ مىگويند آن بدگوئى حسنه و ثوابى شود در نامه عملت كه تو عملى نكرده بدان ثواب رسيدهاى. خلاصه انسان بايد روحش قوى باشد و تحت تأثير سخن بدگويان قرار نگيرد و از آنچه مىگويند متأثر نشود و حسّ غضب و كينه بر او حكومت نكند بلكه با فكر و عقل چنين قضاوت كند كه على ٧ فرمود، تا عيبجوئى خلق بر هروجه به خير او باشد.
كلمه ٧- قال أمير المؤمنين ٧: العدل رأس الإيمان و جمّاع الإحسان
[٢].
ترجمه: عدالت با خلق اصل ايمان و اساس دين است و شامل انواع احسان به خلق است عدل انسان با زير دستان و با هركس كه به فرمان اوست احسان عام و نيكى جامع است و در حقيقت احسانى كه شامل جميع مردم است و از جميع جهات احسان است همان عدالت است ساير احسانها احسانهاى جزئى است مانند عدل سعه و كليت نتواند داشت و احسان به عموم نيست.
كلمه ٨- قال أمير المؤمنين ٧: يكرم العالم لعلمه و الكبير لسنّه و ذو المعروف لمعروفه و السّلطان لسلطانه
[٣].
[١] - غرر و درر، ط نجف، ص ٣٣٩، س ١٩؛ و ط صيدا، ص ٢٥٢، س ٢٠؛ و شرح آقا جمال، ط ١، ج ٦، ص ٣٢٠، ش ١٠٣٧٨. به چند جاى اين كلمه در چاپ سابق تصحيف روى آورده است. تأنيث فعل« كانت» به لحاظ خبر آن كه« حسنه» است، مىباشد.
[٢] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ٣٩، س ١٦؛ و شرح آقا جمال، ج ٢، ص ٣٠، ش ١٧٠٤.« جمّاع» به فتح جيم و تشديد ميم صيغه مبالغه« جامع» به معنى گرد آوردنده است.
[٣] - غرر و درر، ط نجف، ص ٣٦١، س ٣؛ و ط صيدا، ص ٢٦٨، س ٦؛ و شرح آقا جمال، ج ٦، ص ٤٧١، ش ١١٠٠٧.