حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١١٠ - كلمه ٤ - قال أمير المؤمنين
ذاكر اللّه مجالسه و مؤانسه. و لازمهاش صفاى نفس و عظمت روح و كمال عقل و ايمانست كه هركس با خدا به واسطه اين صفات انس گيرد حق را شهود كند و هركه حسن الهى را مشاهده كرد فوق هرلذّت و مسرّت را يافته است چون خدا كلّ الجمال و كلّ الحسن و كلّ الوجود است پس با شهود مبدأ وجود و آفريننده حسن و جمال و سلطان ملك هستى روح انسان را نشاط بىانتها و لذّات حقيقى بىحدّ و نهايت است چنانكه هرگاه كسى با سلاطين دنيا جليس و انيس باشد بدان فخر و مسرت و ابتهاج يابد امّا ميان آن سلطان حقيقى با اينان تفاوت بين نور و ظلّ و شمس و فيئ و حقيقت و مجاز است.
كلمه ٣- قال أمير المؤمنين ٧: ذكر اللّه رأس مال كلّ مؤمن و ربحه السّلامة من الشّيطان
[١].
ترجمه: ياد خدا سرمايه اهل ايمانست و سودش سلامتى از آسيب شيطان «إنسى و جنّى» است.
شرح: ياد خدا براى اهل ايمان سرمايه تجارت دنيا و آخرت است چون با ياد خدا هركار كنند به نفع دنيا و عقباست و شيطان را در آن مداخلهاى نيست پس از زيان شيطان و وسوسه نفس، كسى كه به ياد خداست ايمن است و در كلمه ديگر فرمود:
السّهر روضة المشتاقين. شببيدارى و تا صبح به ياد خدا و راز و نياز با خدا بودن باغ مشتاقان خداست.
كلمه ٤- قال أمير المؤمنين ٧: عليك بلزوم الحلال و حسن البرّ مع العيال و ذكر اللّه فى كلّ حال
[٢].
[١] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ١٧٩، س ٧؛ و ط صيدا، ص ١٣٠، س ١٤، و شرح آقا جمال خوانسارى، ج ٤، ص ٣٠، ش ٥١٧١.( من كلامه ٧ فى حرف الذال).
قوله:« و در كلمه ديگر فرمود: السهر ...» غرر و درر آمدى، شرح آقا جمال، ط ١، ج ١، ص ١٧٥، ش ٦٦٦).
[٢] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ٢١٢، س ١٩؛ و ط صيدا، ص ١٥٣، س ١٦، و شرح آقا جمال، ج ٤، ص ٢٩٤، ش ٦١٣١.( من كلامه ٧ فى حرف العين بلفظ عليك فى خطاب المفرد).
در اين مصادر و نسخه خطّى غرر و درر ياد شده در ديباچه، جمله دوم اين كلمه بدين صورت است:« و حسن البرّ بالعيال ...» و محقّق خوانسارى در شرح آن حرف« با» را به معنى« مع» گرفته است و بدين گونه ترجمه كرده است كه« فراگير لازم بودن حلال را، و نيكويى خوبى كردن با عيال را، و ياد خدا را در هر حال.