حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٠٦ - تذكر اجتماعى
خواهد كرد.
و در كلمه ديگر فرمود:
ينبغى لمن عرف دار الفناء أن يعمل لدار البقاء. هر كس دنيا را به فنا و بىوفائى و ناپايدارى شناخت سزد كه از او طمع ببرد و هرچه مىكند براى سراى آخرت كند.
تذكر اجتماعى
و غرض حضرت از اين كلام و ساير بياناتى كه در اين معنى فرموده، آن نيست كه شخص در دنيا «چون فناى او را مىبيند» از هركار و كسب و تجارت و هنر و صنعت دست بكشد و يكباره به نماز و عبادت و گوشهگيرى و ذكر و دعا پردازد و به هيچ كار دنيا توجّه نكند، غرض البته اين نيست زيرا ما را عقل و شرع مأمور به كسب و تجارت و عمل براى دنيا فرمود تا به خلق محتاج نباشيم و كسب حلال را معصوم ٧ فرمودند: «نه جزء از ده جزء عبادت است» يعنى اگر عبادات را ده قسمت كنيم نه قسم آن تحصيل كسب حلال است.
پس غرض از اين بيان در اين كلمه و امثال آن در اخبار بسيار كه فرمودند مؤمن و عاقل كار تنها براى آخرت مىكند و به دنيا توجهى ندارد آنست كه مؤمن و عاقل و شخص بيدار كار آخرت، هر كار كه مىكند از تجارت و كسب و علم و هنر و غيره همان كار را خالص براى خدا و براى ذخيره آخرت كند كه هم دنياى او كاملا اصلاح شود و هم تمام اين اعمال ذخيره آخرت او شود پس كار آخرت نه تنها عبادتست بلكه تمام كارها را اگر براى خدا كنيم كار آخرت است و ذخيره براى آن عالم ما خواهد بود و اگر علم و عبادت را هم براى دنيا كنيم آن هم كار دنياست و هيچ نفعى در آخرت ندارد، أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ[١].
دين هرعمل است كه براى خداست و هرچه براى خداست كار آخرت است چون هركشت و كار و كسب و علم و هنر و صنعت و مشاغل در عالم نظام خلقت لازم و تمام كارهاى دنيا واجب كفائى است و بايد براى آخرت كرد. خلاصه آنكه
[١] - زمر/ ٤