شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٩ - جغرافياي طبيعي کرمانشاه
شهرمن، شهرولايت وشهر عشق وشيفتگي به خاندان نبوّت و ولايت بوده است وخواهد بود، وپربيجا نبود که به دروازه کربلا معروف بود. پيرمردي از قم براي من نقل ميکرد: درايامي که با قافله به کربلا ميرفتم يک روز در بازار کرمانشاه ديدم بين چند نفر از مردم آن سامان برسرپذيرايي از ما، اختلاف نظر تا حدّ اوقات تلخي پيش آمده است وهرکدام از بندگان، اصرار ميورزيدند که به منزل آنها برويم. يکي به ديگري ميگفت که تو ديشب چند نفر زائر را به خانه بردهاي و ما محروم بودهايم، اجازه ده امشب ما پذيراي زوّار باشيم، بين مردم رقابت بود که خانهي هرکس بيشتر از ديگري زائر سراي مشتاقان کربلا باشد.
درايام سابق، انواع مختلف ظروف ولوازم پذيرايي وقفي براي مسافران وجود داشت، وحتي به رعايت حال فقيران ومستمندان لباس وقفي دختران تازه عروس وجوانان تازه داماد نيز بوده است، سخاوت وبخشندگي به عنوان يک فرهنگ عمومي در بين مردم ريشه داشت. کنجکاوي در ويژگيهاي منحصراين مردم در طول تاريخ وتواضع و فروتني وسخاوتِ مثال زدني مردمان شهرم، مرا بدين مهمّ هدايت کرد که اين مهرورزي ومظلوميت ريشه در جايگاه خاصّ جغرافيايي بلاد جبل دارد که مسير و محلّ عبورمحبّان اهل بيت وکربلاي معلّي بوده است.
کرمانشاه و اطراف آن به خصوص دينور از روز اوّل از عاشقان اهل بيت طاهرين رسول اکرم بوده است وخواهد بود.
اصولاً بلاد جبل که شامل ميانه وغرب ايران که کرمانشاهان قطعاً درآن داخل بوده است، از روزاوّل جايگاه تشيع بوده است وشايد ملجأ ومأمن اسماعيليان دراين اماکن جهت علاقه مندي اين منطقه به خاندان عصمت وطهارت بوده است.
ضربت خوردن وکشته شدن خواجه نظام الملک درصحنه ـ يكي از شهرستان هاي شرقي استان ـ به دست اسماعيليان نيز شايد شاهدي براين مطلب بوده باشد، به تاريخ بنگريد که غالباً اسامي رجال تاريخ کرمانشاهان و دينور، اسامي مورد پسند اهل بيت عصمت وطهارت