شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٣ - روايت هشتم حجة الاسلام مهري
روايت هشتم
حجه الاسلام والمسلمين محمد جواد مهري: در اواخردههي ٦٠ براي اولين بار، معظم له را زيارت کردم، با آغوشي باز ورويي گشاده، پذيراي حضور اين حقير شد، اخلاق کريمانه و رفتار متواضعانهاش، آن چنان درمن اثر کرد که شيفته اين مرد الهي شدم، در گفتار و کردار و خُلق و خوي و حرکات و سکناتش چهره يک عالم راستين دين را نظاره ميکردم، هروقت در سفرهاي تبليغي و فصل تابستان ، ايام تعطيلات دروس حوزه به کرمانشاه سفر ميکردم ، برخود لازم ميدانستم که شرفياب محضرشان شوم.
بعدها او را شخصيتي ساده زيست، بدون غرور و منيت، مردم دار وخاکي، اما قاطع، شجاع، صريح و نترس وبدون ملاحظه، خصوصاً در امر دين وتقيدات شرعيه و انقلاب و امام راحل ;يافتم وديدم، وفراوان ديدم كه في الحال بواسطهي قِلّت بضاعت واستعداد، وكثرت نسيان، مجالي براي گفتن نيست، والبته وصدالبته!
اين شرح بي نهايت كزحُسن يار گفتن
حرفي است ازهزاران كاندرعبارت آمد
.... خلا صه خبر جانسوز رحلت آن مجاهد نستوه و عالم پرهيزگار در صحن مدرسه فيضيه قم ، اول صبح دوشنبه شانزدهم مهرماه سال١٣٨٠ ش ، داغي سوزان بردلم بود که هيچ گاه فراموش نميشود، عاش سعيداً ومات سعيدا !