شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢١ - روايت ششم حجة الاسلام حائري زاده
اصرار دارم، انصافش سلامتش درس بود، هرچيزي ـ کسي ـ که ناسالم بود از او فاصله ميگرفت.
روايت پنجم
حجةالاسلام والمسلمين محمدمهديحاجآخوند: تنها معيار آيةالله حاج آخوند دراموراجتماعي و سياسي و برخورد با مردم، رضايت خداوند بود، ايشان با توکل خاص خود به عواقب برخوردها توجهي نداشتند. با وجود اينکه ازشهرت گريزان بود، ولي اخلاص، صداقت در گفتار و رفتار، موجب جذب مردم به ايشان و محبوبيتشان بود. نماز شب ايشان در مسافرت، حتي با خستگي زياد ترک نميشد ودر بيشتر اوقات مستحبات طولاني نماز شب را هم انجام ميدادند، از برنامههاي روزانه ايشان،قرائت قرآن بعد از نماز صبح بود، در نحوه ارتباط با مردم، قبل و بعد از انقلاب و مسئوليتهايي که داشتند تغييري ايجادنشده بود که اين خود، نشان از روح بلند وصفاي باطن معظم له بود، بعد از رحلت ايشان، مردم قدرشناس استان از اقوام و اقليتهاي مختلف و علماء و بزرگان و مراجع معظم تقليد و همچنين مقام معظم رهبري(مدظله العالي) نسبت به مرحوم والد، کمال الطاف و محبت خويش را مرحمت فرمودند.
روايت ششم
حجةالاسلام والمسلمين سيدمحمد حسين حا ئريزاده: يکي از مدّاحان، که از سادات عالم وساکن قم است ميگويد؛ به مناسبتي نزد آيت الله حاج آخوند جرياني از جبهه دارخوين نقل کردم وگفتم در جبهه دارخوين، ديدم جوان ١٤ سالهاي روي خاکريزخط مقدم جبهه رفت و انگشتش را به سوي کربلا گرفت وبه امام حسين٧سلام کرد که ناگاه تيري به وي اصابت کرد و پاي خاکريز افتاد، او را بغل کردم وگفتم: چرا اين کار را