شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٠ - روايت چهارم آيةالله شيخ مصطفي علماء
روايت چهارم
آية اللهحاج شيخمصطفي علماء: مرحوم آيةالله حاج آخوند، حق استادي به گردنما دارد، من جامع المقدمات را خدمت ايشان خواندم، همين جور متفرقه تالمعه، ايشان بعد از اينکه درس امام تمام ميشد، من همان جا بودم، ميآمدند براي من درس ميگفتند، يکي از نقاط اميد طلبههاي کرمانشاهي بود، اگر چه از نظر مالي، سخت زندگي ميکرد، ولي انصافاً آدمي بود که با تمام وجود سلامت در او بود، يک پارچه سلامت بود و براي احدي بخاطر دنيايش خم نميشد، اين خصوصيات هم، پدرش داشت که براي امور دنياي شان وبراي کار دنيايي تواضع نميکردند و خم نميشد.... بيتشان، بيت رفيعي بود، بيت علم بود، بيت تقوا بود، بيت دانش بود، در نگهداري طلاب نقش داشت، گاهي وقتها، ماها که قم بوديم ميگفتيم تابستان برويم کرمانشاه، يکي از جاذبهها براي ما خود ايشان - حاج آقا مجتبي- بود، انساني ساخته شده در کمال صدق وصفا ، دور از عناوين ، دنبال اين عناوين نبود ، اهل پيرايه نبود، اهل عنوان نبود، براي دنيا براي احدي حاضر نبود تواضع بکند، انساني زاهد، بياعتنا به امور دنيا، قانع، و تنها کسي بود که بعد از آقاي فهري، امام را به عنوان مرجع تقليد در کرمانشاه مطرح کردند، اين خصوصيت ايشان بود، خودم ديدم به چشم خودم ودرجهاد مبارزاتي جزو افرادي بود که کرمانشاه را حرکت ميدادند و دنبال تفکر امام بودند، ثابت قدم در مسأله مبارزاتي ودر پشت سرامام بودند تا آخر، و زندان ايشان ناراحتيهايي که براي ايشان فراهم کردند.
نکته ديگر از خصوصيات ايشان اين بود که خط وخطوط ـ وجريانات سياسيـ را خوب ميشناخت، آن وقتها خط وخطوط ها اين جور پررنگ نبود کم رنگ بود، مخفي بود، لکن خوب درک ميکرد و خط و خطوط را خوب ميشناخت.
عضو خبرگان بود، در دانشگاهها تأثير گذار بود، در کميته تأثيرگذار بود، در مراکز انقلابي تأثيرگذار بود. مجموعاً يک انسان وارسته و سالم بود و روي اين سلامتش خيلي