شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧٦ - جنگ ايران وروس
وآزادگي اسلامي وايراني رايج قبل ازآن تاريخ که در رجال حکومتي وسياسي وجود داشت تبديل به احساس زبوني، خفّت وسرسپردگي به بيگانگان وپناه جستن بدانان گرديد وسفارتخانههاي خارجي درپشت پرده به عزل ونصب وزير و وکيل درتهران پرداختند؛ اينها ودهها نمونه ديگر از پيامدهاي نامبارک آن جنگ ناميمون و قرارداد شوم بود.
اما اينکه عوامل وقوع اين جنگ چه بوده است؟ مسألهاي است پيچيده ونيازمند کاوشهاي گسترده درمنابع واسناد، با اين همه روي چند عامل ميتوان مشخصاً انگشت گذاشت که هريک ازآنها تا حدودي در وقوع اين جنگ ـ جنگ دوم ايران وروس ـ مؤثر بودهاند:
١. در رأس همهي اينها، انگيزهي شخص فتحعلي شاه براي جبران شکستهاي جنگ اول ايران و روس؛ وباز پس گرفتن شهرهاي مهمي مانند گنجه و غيرآن ميباشد که هميشه درطول ١٣ سال فاصلهاي که ميان جنگ اول ودوم بود، اين دغدغه خاطر را داشت تا با انجام هجوم گستردهاي به روسيه وبازپس گرفتن مناطقي که طبق عهده نامهي گلستان از دست رفته بود، اين ننگ را ازدامن خود وخانوادهي حکومتگر قاجار بزدايد. وليکن متأسفانه کوچکترين گام مؤثري براي تهيهي مقدمات آن ازقبيل اسلحه، پول، سربازان ورزيده ونقشههاي جنگي دقيق وحساب شده ونيز ارزيابي عيني امکانات وتواناييهاي دشمن، برنداشته بود.
وليعهد او«عباس ميرزا» نيز درتشديد وتشييد اين انديشه بسيار مؤثر بوده است، وي آغاز جنگ دوم با روسيه را كه، ميپنداشت درضمن آن ميتواند با بازپس گيري سرزمينها وشهرهاي ازدست رفته به حيثيت خود بيافزايد، عامل تثبيت حکومت آينده خود فرض ميکرد.