شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٦٣ - نوّاب کي بود؟
نداشت، اما با توجه به رهبريت آية الله کاشاني وبه منظور وحدت مبارزات اسلامي وملي، از همگامي وهمراهي با آنها دريغ نورزيد.
فداييان اسلام از راه تشکيل جلسات تفسير قرآن واسلام شناسي براساس مکتب تشيع، به فعاليت خود ادامه ميدادند وپرچم سبز وسفيد خود را با کلمات زيباي « لااله الا الله، محمد رسول الله وعلي ولي الله» آراسته بودند.
درآن موقع در دولت حسين علاء پيوستن ايران به پيمان بغداد مطرح بود که درحقيقت ايران يکي ازاقمار منطقهي انگليس وامريکا ميشد. فداييان اسلام در٢٥ آبان که علاء براي شرکت درختم مرحوم سيد مصطفي کاشاني وارد مسجد امام ـ شاه سابق ـ شد، توسط مظفرذوالقدر هدف قرارگرفت، اما گلوله به او اصابت نکرد وجان سالم به در برد.
دراول آذر ١٣٣٤، نواب وخليل طهماسبي وعبدالحسين واحدي وجمعي ديگر از فداييان اسلام دستگير شدند ودريک محاکمه ي فرمايشي نواب، سيد محمد واحدي ومظفرذوالقدر محکوم به اعدام شدند.
سحرگاه يکشنبه ٢٧ دي ماه سال ١٣٣٤ اعضاي فداييان اسلام را از لشکريک پياده به محل لشکر ٢ زرهي بردند. در وسط سالن پا دگان وسايل شخصي آنان برزمين ريخته بود. نواب جلو رفت عمامه وعبايش را برداشت وبا لبخند به دوستانش گفت: «به جدّم قسم! با همين لباس شهيد ميشوم». رهبر فداييان براي آخرين مرتبه يارانش را درآغوش گرفت. ثانيه تلخ خداحافظي براي او به شوق ديدار در بهشت سخت نبود. آنان صبور واستوار به سلولهاي انفرادي خود رفتند. نزديک صبح جوخه اعدام در کنار ميدان بزرگ پادگان به خط ايستادند، نواب ويارانش از سلول بيرون آمدند. ناگهان سيد محمد واحدي فرياد زد: «الله اکبر، الله اکبر» به اشاره سرهنگ الهياري پاسباني دست بر دهان سيد محمد گذاشت. زندانيان از روزنه در به بيرون نگاه ميکردند. سرهنگ پرسيد: « اگرخواستهاي داريد بگوييد؟» سيد تقاضاي آب براي غسل شهادت نمود. آب سرد بود، نواب خشمگين بر