شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٤ - ٣ علامه سيد محمدحسين طباطبايي
درسال ١٣٢٥ از سروسامان خود چشم پوشيدم، زادگاه اصلي را ترک گفتم ومتوجه حوزهي قم گرديده، بساط زندگي را دراين شهر گستردم، ودوباره اشتغالات علمي را ازسر گرفتم.
درجايي ديگر ميفرمايد: هنگامي که به قم آمدم، مطالعهاي دربرنامه درسي حوزه کردم وآن را با نيازهاي جامعه اسلامي سنجيدم وکمبودهايي درآن يافتم و وظيفه خود را تلاش براي رفع آنها دانستم، مهمترين کمبودهايي که دربرنامه حوزه وجود داشت، در زمينه تفسير قرآن وبحثهاي عقلي بود واز اين رو درس تفسير ودرس فلسفه را شروع کردم وبا اينکه در جوّ آن زمان، تفسيرقرآن، علمي که نيازمند به تحقيق وتدقيق باشد تلقي نميشد وپرداختن به آن، شايسته کساني که قدرت تحقيق درزمينههاي فقه واصول را داشته باشند به حساب نميآمد، بلکه تدريس تفسير، نشانه کمي معلومات به حساب ميآمد، درعين حال اينها را براي خودم عذر مقبولي دربرابر خداي متعال ندانستم، وآن را ادامه دادم تا به نوشتن تفسير الميزان انجاميد... .
همان طور که اشاره شد، علامه درابتدا درس خارج اصول را در حوزهي علميه قم آغاز کرد وفضلاء پروانه وار، از شمع وجودش در اين دانش استفاده مينمودند، اما بعد، اين دروس را تعطيل کرد ودر علت اين برنامه اظهار داشت:
درحوزه علميه قم، بحمدالله افرادي هستند که فقه واصول تدريس مينمايند، ولي استاد فلسفه وتفسير به ميزان کافي نيست ودراين زمان حوزه علميه قم وجامعهي اسلامي نياز شديدي به تفسير وفلسفه دارد، اشتغال من به اين علوم براي اسلام نافعتر ميباشد .
اين خود يکي از شواهد اخلاص وفداکاري اوست و دراين راه، بحق استقامت وپايداري زايدالوصفي از خود نشان داد وبا همهي دشواريها ساخت.
براين اساس، علامه طباطبايي صبح ها درمسجد سلماسي، درس فلسفه ـ اسفار ملا صدرا ـ تدريس مينمودند، تدريس فلسفه درآن عصر چندان برمذاق برخي خوش نميآمد وبراي