شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٠ - همگام با نهضت انقلابي امام خميني
همگام با نهضت انقلابي امام خميني;
آية الله حاج آخوند باز هم از امام ميگويد: همان طور که قبلاً عرض کردم، يک وقت ايشان درهمين قضيه تصويب نامهها، آمده بود منزل آقاي مسجد جامعي ـ ابوالزّوجه ما ـ وقتي که خواست برود، دَم درب به من گفت به اين آقايان بگو شب بيايند منزل ما، خودت هم بيا، ما رفتيم، آن شب اولين شبي بود که براي ايشان تلفن کشيده بودند، در رابطه با همين تصويب نامهها هم جلسهاي داشتند عصرش منزل آقاي شريعتمدار، که آنها قانع نشده بودند، مرحوم آية الله گلپايگاني هم قانع نشده بود به اينکه ادامه بدهد، ما شب رفتيم خدمت ايشان، وي زير کرسي نشسته بود. مرحوم آقاي مرتضي حائري، حاج آقا مجتبي تهراني، مرحوم آقا مصطفي، آسيد محمد علي سبط وبنده هم بوديم، خود ايشان زير کرسي نشسته بودند، تلفن زنگ زد، تلفن بالاي کرسي بود، ايشان فرمود نگفتم اين اسباب زحمت ما ميشود، ما ميخواهيم حرف بزنيم اين زر زر نميگذارد؛ ايشان تلفن را برنداشت، از اتاق ديگر ايشان را خواستند، ايشان رفت وبيست دقيقهاي طول کشيد، وقتي آمد آقاي حائري گفت کي بود آقا، ايشان درحالي که توي اتاق قدم ميزد گفت آقاي گلپايگاني بود ... آقاي حائري يک فکري بکن، ما اينها را آورديم لب جهنم، ميخواهيم هُلشان بدهيم اين آقا... بالاخره آن شب گذشت... .[١]
درجايي ديگر ميگويد: روزي همراه آية الله خامنهاي، به محضر امام خميني;رسيديم، به امام عرض شد، آقا! ما توپ وتانک واسلحه نداريم، چطوري ميتوانيم مبارزه کنيم؟ امام فرمود: ما اگر مبارزه نکنيم بايد بنشينيم واستخاره کنيم، ما بيان داريم وبيان ما، قدرت ماست. واقعاً هم همين طور بود، وقتي امام حرف ميزد، سخنراني ميکرد، به دلهاي مؤمنين قوّت ودر دل دشمنان رعب ايجاد ميکرد واين، جز اخلاص
[١]. همان مدرک .