ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٢٥ - هو بيان احوال امير سيد على همدانى ملقب به على ثانى
برابرى دارند، زيرا هيچ چيزى در وجود نيست جز آنكه كلام، در شرح ماهيت و حقيقت و خواص و منافع و زيانهاى آن چيز و چگونگى عوارض[١] و لواحق و لوازم[٢] آن، جولانگاه وسيع و فراخناى متّسعى دارد، و نكتههاى باريك اقسام كلام و حقايق انواع آن، از تركيب دادنهاى مختلف حروف و پيوند بخشيدن آنها، ظاهر و آشكار مىشود، و ظهور و آشكار شدن نكات پنهانى حروف و نقش لطايف و باريكىهاى آنها بستگى به نمايان شدن لطيفه و نكته نغز نقطه، و از پى هم آمدن حقايق آن و پى در پى آمدن صورتهاى اجمالى آن، و تكرار ذات اصليش- به واسطه حركت دورى و گردشيش- و نيز سير و حركت امتدادى آن، و هويدا شدن انوار وجوديش از برآمدنگاه ذات غيبى و حقيقت برزخيش دارد، براى اينكه نقطه، اصل و ماده حقايق حروف نوشتنى و هيولى و خمير مايه دقايق قلمى، به واسطه ايجاد صورتهاى كلمات بر جلوهگاههاى صفحات، و ظهور مراتب و طبقات حروف و كلمات از گنجينه و كانون ذات آنها- مانند ظهور مراتب اعداد- مىباشد.
[در بيان اينكه واحد خود عدد نيست ولى اعداد از آن پديد مىآيند]
٢١ براى اينكه واحد (عدد يك) خود عدد نيست ولى اعداد از آن پديد مىآيند، چون اگر آن را به واسطه واحد، حمل بر همانند خودش كنى، عدد دو پديد آيد و اگر (همان واحد را) حمل بر دو كنى، عدد سه- تا بىنهايت- پديد آيد، و چون آن را از هزار كسر كنى، نام هزار از آن زايل گردد، از اين روى (واحد) اصل در اعداد است؛ و همان گونه كه نقطه اصل در حروف و كلمات بود، حكمش هم در شمار اين گونه است، براى اينكه حرف «عين» در
[١] - عوارض، ذاتى و غير ذاتى است، عوارض ذاتى امورى هستند كه خارج از ذات شئى هستند و من حيث الذات، لازم بدان، مانند تعجب كه لاحق ذات انسان است، اعم از اينكه بدون واسطه عارض شود و يا با واسطه.
[٢] - امرى كه خارج از ذات چيزى باشد و در عين حال غير منفك از آن، آن را لازم آن گويند، اعراض لازم به اعراضى گفته مىشود كه لازمه ذات اشياء باشند، يعنى تصور ماهيت شئى كافى در انتزاع آنها باشد.