ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٧
كردم، نه به زبان و روش صاحبان دانش رسمى و ظاهرى كه مسائل علمى را با اثبات دلايل بيان مىدارند، ازيرا كه اسرار و رازهاى ارجمند الهى از آن برتر است كه ديدگان درمانده و سست- از راه دليل- بدان رسد، و انوار سراپردههاى حضرت صمدى درخشندهتر از آن است كه شب پرگان خردهاى ضعيف- با فريب و نيرنگ- گرد آن به گردش آيند، چه شهبازان بلند پرواز همتهاى عالى كه در فراخناى طلب- به عزم دست يازى بر اين راز سترك- به پرواز آمدند و بين آنها و منظورشان ديوارى مرتفع سر كشيد، و چه اسبان تيزتك خردهاى سالم در جولانگاه نظريات (علمى) كه به گردش درآمده و چشم در رسيدن به حقيقت اين مطلب دوخته بودند، بدون برآمدن نظرشان زيان رسيده بازگشتند! پس جستجوى دليل، بر درستى علم اسرار، همانند اين است كه براى رسيدن به حقيقت آب- در درياى ژرف موّاج- در جستجوى ماهى باشند، زيرا كسى كه ذاتش عين دليل است، به ذات خود- از راهنما- بىنياز است، و علت آنكه درستى اين مطلب از ادراك ديدگان سست و ناتوان پوشيده است اينكه: حقيقت معلوم به واسطه شدت نورانيت و تابشش و غلبه ظهور و ابهتش، از ديدگان بيمار و ضعيف محتجب و پوشيده است، در حالى كه اشياء با ضد خودشان شناخته مىشوند، پس چيزى كه ضدى ندارد و چيزى غير از خودش وجود ندارد، استدلال بر او، جز به عنايت و توفيق خود او امكان پذير نيست و جز به هدايت و تعريف خودش شناخته نمىشود.
٧ به همين جهت از رسول الهى ٦- در خبر صحيح- آمده كه فرمود: ان من العلم كهيئة المكنون، لا يعلمه الا العلماء بالله، فاذا نطقوا به لم ينكره الّا اهل العزة بالله، يعنى: نوعى از علم و حقايق علمى هست كه حالت پنهان و پوشيدگى دارد و آن را جز عارفان و دانايان به حق تعالى