ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ١٥ - «نسخ مورد استناد در تصحيح اين رساله»
١٢ بدان كه حقيقت نقطه به اعتبار اختفاء و پنهان شدنش به صورت «الفى» و ظهورش بدان، و همين طور به اعتبار اختفاء و پنهان شدن صورت «الفى» به صور حروف نوشتنى و ظهورش در درجات و مراتب مخارج حروف- به واسطه امتداد و كشيدن نفس انسانى و ظاهر و هويدا شدنهاى اعيان حروف بدان- داراى سه مرتبه است:
١٣ نخستين مرتبه آن پيش از امتداد است و آن مرتبه اتحاد مىباشد- يعنى مرتبه استهلاك نقطه در آن- استهلاك و محوى كه نه اعيان آن تعينات ظاهر مىگردد و نه خصوصيات آنها از هم امتياز مىيابد و نه مطلقا امكان شهود و ادراك آنها هست؛ اين (مرتبه از اتحاد) اشاره است به مرتبه هويت غيبى پيش از تعيّن، و استهلاك كثرت اسمائى و آثار صفاتى در احديت ذاتى و هويت غيبى، و اعتبار تنزيه و تقديس و دور داشت آن (نقطه و احديت ذاتى) از هر اسم و رسمى، و در آمدنش در محدوده عبارت و اشارت، و محدود شدنش در دايره هر علم، و رها بودنش از هر صفت و نعتى و آزاد بودنش از بند هر حكمى؛ بنا بر اين حضرت هويت را- جلّت عظمته- به اين اعتبار، نامى كه بدان دلالت مطابقه[١] با حقيقت او- كه مجرد و رهاى از تقييد و اطلاق است- داشته باشد نيست، نه از كلمات مركب و نه از حروف بسيط[٢].
١٤ مرتبه دوم آغاز نفس است به ايجاد و پديد آوردن حروف، حال تعين
[١] - دلالت لفظى بر سه قسم است: مطابقى و تضمنى و التزامى، دلالت لفظ بر تمام معنى خود را دلالت مطابقى گويند؛ مانند دلالت لفظ انسان بر حيوان ناطق؛ و دلالت آن را بر جزئى از موضوع له خود دلالت تضمنى نامند، مانند دلالت كلمه انسان بر حيوان تنها و يا ناطق تنها، و دلالت لفظ را بر لوازم وجودى موضوع له، دلالت التزامى نامند، مانند دلالت لفظ انسان بر لوازم وجودى خود از قبيل قدرت كتابت و قابليت تعليم و تعلّم، و يا دلالت كلمه خورشيد بر روشنايى و حرارت.
[٢] - مراد از حروف بسيط، حقايق بسيطه اعيان موجودات است و مراد از كلمات مركب، مركب از ماده و صورت خارجى است، مواليد سه گانه را مركبات گويند، در مقابل بسايط كه عقول و نفوس و هر يك از عناصراند.