ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٣٣ - در بيان اينكه خداوند در يك صورت دو بار تجلى نمىكند
٣١ اما اقسام حركات نقطه كه به واسطه حقيقتى حركت دهنده براى نقطه پيدا مىشود داراى پنج گونه حركت است: يا حركتى دورى و گردشى است كه اين حركت، براى نقطه بهترين و شايستهترين حركات است كه حقيقت و ذاتش آن را اقتضا مىنمايد؛ و يا حركتى به سوى بالاست و يا به سوى پائين و يا به سوى جلو و يا اين كه بازگشت به عقب دارد.
٣٢ بدان كه حركت بر شش گونه است: كون و فساد و زيادى و نقصان و تغيير و جابجايى (نقله)، و حركت نقلى و جابجايى بر سه گونه است:
طبيعى و ارادى و قسرى (اجبارى)، نقطه حسى را حركت طبيعى و ارادى نيست، براى اينكه نقطه داراى جهات همانند و متشابه است و امكان اينكه به تمام جهات- يك دفعه- حركت نمايد نيست، و حركتش به جهتى اولى و سزاوارتر از جهت ديگر نيست، در اين صورت سكون، بدان اولى و سزاوارتر است، مگر آنكه به واسطه حقيقتى حركت دهنده حركتى قسرى و اجبارى انجام گيرد، بنا بر اين اگر به واسطه سبب و علتى حركت كرد، شايستهترين و سزاوارترين حركات آن حركت دورى و گردشى است، و كمترين دور و گردشش در حركات خود، به هفت نقطه ختم مىگردد: شش نقطه پى در پى و پشت سر هم بر محيط دايره و يكى در مركز.
٣٣ نقطه مركزى اشاره است به احديت مطلقه[١] و حقيقت هويت غيبى، و جدا شدن تعينات مظاهر اسمائى و كانون ريزش فيوض ايجادى از حقيقت بىتعيّن، و دور بودن عزت و عظمت لاهوت از آميزش با پستىهاى
[١] - جامى در مقدمه اشعة اللمعات كه شرحى مفصل و مستوفى بر لمعات شيخ فخر الدين عراقى است آورده: حقيقت وجود را من حيث هو- بىملاحظه نسبت و اعتبارات- اگر چه نسبت تجرد از اشيا باشد، وجود مطلق و ذات بحت و هستى صرف و غيب هويت و احديت مطلقه و احديت ذاتيه گويند و از اين حيث مرتبه وى از آن بلندتر است كه متعلق علم و كشف و شهود تواند شد؛ اما وى را مرتبه تنزلات است- علما و عينا- كه به اعتبار آن متعلق كشف و شهود مىشود.