ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٢١ - هو بيان احوال امير سيد على همدانى ملقب به على ثانى
١٨ و همچنان كه نقطه آغاز صورتهاى حروف نوشتنى است و بدان، حقايق وجودات حروف و نهايت شكلهاى آنها منتهى و پايان مىپذيرد، همين طور كار در پهنهگاه وجود و دگرگونىهاى جايگاههاى شهود هم اين گونه است، يعنى كارها از او (وجود حق) آغازيدن مىگيرد و هر پيدا و پنهانى بدو باز مىگردد، و او- جلّت عظمته- در آخر بودنش اول است و در اوّل بودنش آخر، در عين باطن بودنش ظاهر است و در مظاهر ظهورش باطن[١]، و
[١] - بدان كه وجود حقيقى بالذات مخصوص ذات اقدس الهى بوده و ساير وجودات امكانى تمام سايه و عكس آن وجود حق ازلى يگانهاند، و سرتاسر مراتب وجود از نفس رحمانى و فعل اول و صنع ساكن- كه همه اسماء حقيقت محمديه و وجود منبسط و عماءاند- و تا مراتب ماديات و هيولى، ظهور و پرتو وجود حق متعال است، و آيه: أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ( ٤٥- فرقان) از آن روى مورد نظر عرفاست كه حق تعالى در اين آيه وجودات امكانى را« ظل» ناميده و ذات اقدس را خورشيد، كه مبدأ بروز انوار و اظلال وجودات امكانى است، تا توهم نشود كه در وجود- بين واجب و ممكن- اشتراكى هست، بلكه مشخص گردد كه حقيقت وجود بالذات، منحصر به ذات اقدس الهى بوده و بقيه موجودات به منزله ظل و پرتواند؛ البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه مسئله اصالت وجود، اصل و اساس قول به وحدت وجود است.-- حكما گويند: كثرت حاصل از تجليات ذات وجود، كثرتى است حقيقى، ولى عرفا كثرت را اعتبارى و وجود را منحصر به حق مىدانند و گويند: چون اصل حقيقت وجود واحد است و صرف الشئى( يعنى وجود خالص واحد) قبول تعدد نمىكند، و غير صرف وجود مركب است، يعنى مركب از اصل وجود و قيدى كه از تعيّن وجود حاصل آمده، و چون قيد و كثرت، غير حقيقى است و وجود صرف نيست- چون وجود صرف نه تعدد و نه قيد و نه كثرت دارد- ناچار تعيّنات عارض بر وجود- يعنى ماهيات- امورى اعتبارىاند و اصالت ندارند، چنانكه عارف شبستر گويد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|