علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٦٠ - وجوه اعجاز قرآن
مىسازد.
«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ. يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ[١]؛ از جانب خداوند چراغى فروزان و شريعتى تابناك آمد، تا آنكس را كه در پى خشنودى خداوند است، به راههاى سلامتآميز و سعادتبخش هدايت كند و او را [در زندگى] به طريقه مستقيم رهنمون باشد».
لذا تمامى احكام و قوانين الهى- كه قرآن و اسلام عرضه داشته- سهبعدى است. يعنى در اين احكام و قوانين شئون فرد و شئون جامعه و نيز رابطه با خدا و معنويّت- كه حافظ كرامت انسانيّت است- رعايت گرديده است. قرآن سعى بر آن دارد، علاوه بر سعادت در اين حيات، سعادت اخروى و جاويد انسان را نيز تأمين كند. اين در حالى است كه قوانين مدوّن غير الهى، هر چند خالص و بدون گرايشهاى منحرفكننده بوده باشد، ولى از بعد سوم حيات انسانى تهى است.
همين سهبعدى بودن قوانين شرع، اعجاز و ما فوق بشرى بودن آن را مىرساند. (در ج ٦ «التمهيد» شرح آن آمده است).
٦. شيوه استدلال قرآن از ويژگى خاصّى برخوردار است كه مىتوان آن را يكى از وجوه اعجاز بيانى به شمار آورد و آن جمع ميان دو شيوه برهان و خطابه است.
اصولا اين دو شيوه متضاد مىنمايند، زيرا استدلال برهانى بر مقدّمات يقينى (فطريّات و بديهيّات) استوار است؛ در اين شيوه روى سخن با خاصّه است تا اثبات قطعى كند. ولى شيوه خطابه بر مقدمات ظنّى (مشهورات و مقبولات عمومى) تكيه دارد و هدف آن اقناع عامّه است. قرآن ميان اين دو شيوه به ظاهر متضاد جمع كرده و در بيان مطالب و استدلالات خويش، روى سخن با هر دو گروه را دارد؛ بدين ترتيب كه با يك سخن توانسته است، اخضاع (اذعان قطعى) خاصّه و اقناع عامّه، هر دو را هدف گيرد. لذا استدلالهاى قرآن، در عين سادگى بيان، از عمق و ژرفنگرى بسزايى برخوردار است. عامّه مردم كه از رموز استدلالات عقلانى آگاهى چندانى ندارند، به همان ظاهر ساده قانع شده پذيرا مىگردند. ولى
[١] مائده ٥: ١٦- ١٥.