علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢ - زبان وحى
درباره ويرانههاى باقى مانده از قوم لوط كه در معرض ديد مشركان بوده هشدار مىدهد: «وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ[١]؛ صبحگاهان و شامگاهان بر [آثار ويرانشده] آنان مىگذريد، آيا [عبرت نمىگيريد و] نمىانديشيد؟!».
و درباره مقايسه مشركان با آل فرعون كه گمراهى را براى خويش انتخاب نمودند فرموده: «ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ. كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ. ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ[٢]؛ اين [اشاره به كيفر الهى] دستآوردهاى پيشين شماست، [وگرنه] خدا بر بندگان [خود] ستمكار نيست.
همانند رفتار پيروان فرعون و پيشينيان آنان؛ به آيات خدا كفر ورزيدند، پس خدا به [سزاى] گناهانشان گرفتارشان كرد. خدا نيرومند و سخت كيفر است. اين [كيفر] بدان جهت است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمىدهد، مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند [يعنى تغيير حالت و تغيير جهت دهند] و خدا شنواى دانا است. [رفتارى] چون رفتار فرعونيان و پيشينيان آنان كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند، پس ما آنان را به [سزاى] گناهانشان هلاك كرديم».
گونه ديگر «ضربالمثل؛ مثل زدن» است و عبارت است از ترسيم حالت و وضعيّتى خاصّ كه گوينده، آن را به تصوير مىكشد و پيام خود را در قالب آن بيان مىدارد. قرآن در توانايى ترسيم هنرى و گويا نمودن ضربالمثلها تا سر حدّ اعجاز پيش رفته است. ضرب المثل، گرچه جنبه تخيّلى دارد، ولى خود يك نوع پيامرسانى است كه در قالب هنر، اين رسالت را ايفا مىكند. در واقع ابزارى است كه پيام رسان از آن استفاده مىكند. قرآن به نحو أحسن از اين ابزار توانا بهره گرفته و در ترسيم حالات اشخاص يا گروهها با بهترين وجهى هنر تصوير را به كار برده است[٣].
قرآن در آيههاى ١٦ تا ٢٠ سوره بقره، به دو گونه حالت منافقين را به تصوير كشيده است. دو حالت درونى و برونى نگرانكننده كه منافق را فرا گرفته، با كيفيّتى
[١] صافات ٣٧: ١٣٨- ١٣٧.
[٢] انفال ٨: ٥٤- ٥١.
[٣] ر. ك: سيد قطب، التصوير الفنّي في القرآن.