علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٨ - روايات اماميه
عليهم؛ هركس ادعا كند قرآن را همان گونه كه نازل شده، جمع كرده است دروغگوست؛ زيرا كسى جز على و ائمه پس از وى قرآن را آنگونه كه نازل شده جمع و حفظ نكرده است».
مقصود از «همان گونه كه نازل شده» معنا و تفسير صحيح آن است؛ يعنى به همان معنى و تفسيرى كه خدا خواسته است به علاوه مراد روايت، لفظ و عبارت قرآن نيست؛ زيرا قرآنى كه حضرت على عليه السّلام گرد آورده بود، علاوه بر رعايت ترتيب نزول، در مواردى توضيحاتى داشت و يا شرح برخى از مبهمات و تفسير برخى معضلات و اشاره به مواقع نزول و مناسبات و ديگر شئون تفسيرى را دارا بود كه مصحف موجود، كه به دست ديگر صحابه جمعآورى شد، از آن خالى بود. آن مصحف سپس در دست ائمه و اكنون نزد حضرت حجّت است و تاكنون كسى بدان دست نيافته است؛ ازاينرو حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد: «هركس ادعا كند، قرآن را آنگونه كه نازل شده جمع و ضبط كرده است جز على و خاندان او، دروغ گفته است». پس اين مطلب با مسئله تحريف ارتباطى ندارد.
حديث دوم: «ما يستطيع أحد أن يدّعي أنّ عنده جميع القرآن كلّه ظاهره و باطنه غير الأوصياء؛ هيچكس را ياراى اين سخن نيست كه مدعى شود تمامى قرآن را داراست، ظاهر و باطن آن را، جز اوصياء».
در اين حديث به خوبى روشن است كه مقصود از تمامى قرآن، همان تمامى علم قرآن، علم به ظاهر و علم به باطن است، پس علوم قرآنى به طور كلى، چه علوم ظاهرى و چه علوم باطنى (تفسير و تأويل قرآن) جملگى نزد اوصياى به حق است و اين مطلب، هرگز با مسأله تحريف اصطلاحى ارتباطى ندارد.
حديث سوم: «اوتينا تفسير القرآن و أحكامه؛ علم تفسير و علم به احكام قرآن، كاملا به ما داده شده است».
حديث چهارم: «إنّي لأعلم كتاب اللّه من أوّله إلى آخره، كأنّه في كفّي؛ به تمامى قرآن آگاهى دارم، از اول تا آخر، گويى در كف دستم قرار دارد».
حديث پنجم: «و عندنا و اللّه علم الكتاب كلّه؛ به خدا قسم كه علم به تمامى كتاب نزد ماست»؛ يعنى به تمام علوم و معارف قرآنى آگاهى داريم.