علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٠ - د - وحدت موضوعى يا تناسب معنوى آيات
الطوائف من كلامه تعالى- التى فصّلها قطعا قطعا و سمّى كلّ قطعة سورة- نوعا من وحدة التأليف و الالتئام لا يوجد بين أبعاض من سورة، و لا بين سورة و سورة. و من هنا نعلم أنّ الأغراض و المقاصد المحصّلة من السور مختلفة، و أنّ كلّ واحدة منها مسوقة لبيان معنا خاصّ و لغرض محصّل لا تتم السورة إلّا بتمامه[١]؛ اين كه خداوند هر دسته از آياتى را جدا از دسته ديگر قرار داده و نام سوره بر هريك نهاده، شاهد بر اين است كه يكگونه انسجام و پيوستگى در هر مجموعه وجود دارد، كه در قسمتى از يك مجموعه و يا ميان هر سوره و سوره ديگر، آن پيوستگى خاصّ وجود ندارد.
ازاينرو در مىيابيم كه اهداف و مقاصد مورد نظر در هر سوره با سورههاى ديگر تفاوت دارد، هر سوره براى بيان هدف و مقصد خاصى عرضه شده كه پايان نمىيابد مگر با پايان يافتن آن هدف و رسيدن به آن مقصد».
وى پيشاپيش هر سوره، فشردهاى از مطالب گسترده آن را بيان داشته و با اين اقدام شايسته، از راز بزرگى كه در متن سورهها نهفته است پرده برداشته و جهشى ارزنده به جهان تفسير بخشيده است. جزاه اللّه عن القرآن خير الجزاء.
ما بهعنوان نمونه، از انسجام و به هم پيوستگى آيات سوره حمد و نظم طبيعى هفت آيه آن و نيز از مقدمه و اهداف و خاتمه سوره بقره كه حاكى از نظام طبيعى خاصى است، در حدّ توانايى بحث كردهايم[٢]. با تأمل و دقّت در هر سوره، اين انسجام و جامعيّت حاكم بخوبى مشهود است.
امام فخر رازى درباره آيات پايانى سوره بقره و پيوند آنها با مطالب مطرحشده در متن سوره گويد: «و من تأمّل في لطائف نظم هذه السورة و في بدائع ترتيبها، علم أنّ القرآن كما أنّه معجز بحسب فصاحة ألفاظه و شرف معانيه، فهو أيضا معجز بحسب ترتيبه و نظم آياته. و لعلّ الذين قالوا إنه معجز بحسب أسلوبه أرادوا ذلك. إلّا أنّي رأيت جمهور المفسّرين معرضين عن هذه اللطائف، غير متنبّهين لهذه الأمور[٣]؛ هر كه در ظرافت نظم اين سوره- بقره- تأمل كند و بدايعى- هنر جالب- كه در ترتيب
[١] تفسير الميزان؛ ط تهران؛ ج ١، ص ١٤، و ط بيروت؛ ص ١٦.
[٢] ر. ك: التمهيد؛ ج ٥، ص ٢٥١- ٢٤٨.
[٣] فخر رازى؛ تفسير كبير؛ ج ٧، ص ١٢٧.