علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨٢ - ج - نظمآهنگ قرآن
و نه ياوهدار، نه سستى و نه غلظت، نه تنافرى در حروف و آواها. بدين سان كلام قرآن نه به دشخوارى سخن بدويان و نه به نرمى كلام شهريان است؛ بلكه آميزهاى است از هر دو، صلابت اوّلى را دارد و لطافت دومى را؛ گويى شيره جان دو زبان است و نتيجه آميختگى دو گويش.
آرى قرآن چنين جامه تازه و زيبايى به تن دارد و اين پيوسته نيز در حكم صدفى است كه در جان خود گوهرهاى گرانبها نهفته است و مرواريدهاى ارزشمند را در آغوش مىگيرد. پس اگر زيبايى پوسته تو را از گنجينه پنهان درونش بازندارد و تازگى و شادابى، پرده راز نهفته در ماوراى خود را بر تو حايل نشود و تو پوسته را از مغز كنار بزنى و صدف را از مرواريد جدا بنهى و از نظم و آرايش الفاظ به شكوه معانى برسى، مايهاى شگفتتر و شكوهمندتر بر تو متجلى مىشود و معنايى بديعتر مىيابى. آنجا، روح و كنه قرآن است؛ شعلهاى است كه موسى را به درخت آتش در بقعه مباركه در كرانه وادى ايمن كشانيد و آنجاست كه نسيم روح قدسى مىفرمايد: «إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»[١].
سيد قطب درباره نظمآهنگ قرآن مىگويد: «چنين نوايى در نتيجه نظاممندى ويژه و هماهنگى حروف در يك كلمه و نيز همسازى الفاظ در يك فاصله پديد آمده و از اين جهت قرآن، هم ويژگى نثر و هم خصوصيات شعر را توأما دارد؛ با اين برترى كه معانى و بيان در قرآن، آن را از قيد و بندهاى قافيه و افاعيل بىنياز ساخته و آزادى كامل بيان را ميسّر ساخته است. در همين حال از خصوصيّات شعر، موسيقى درونى آن را گرفته و فاصلههايى كه نوعى وزن را پديد مىآورند. اين خصوصيّات، قرآن را از افاعيل و قوافى بىنياز ساخته و در عين حال شئون نظم و نثر، هر دو را داراست.
در هنگام تلاوت قرآن، آهنگ درونى آن كاملا حسّ مىشود. اين آهنگ در سورههاى كوتاه، با فاصلههاى نزديكش و به طور كلى در تصويرها و ترسيمها بيشتر نمايان است و در سورههاى بلند كمتر امّا همواره نظام آهنگ آن ملحوظ است. براى مثال در سوره نجم مىخوانيم:
[١] قصص ٢٨: ٣٠. ر. ك: استاد درّاز؛ النبأ العظيم؛ ص ٩٩- ٩٤.