علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥٧ - وجوه اعجاز قرآن
يافته آن (كه دو طرف آن قرار گرفتهاند) با آن، يكى باشد يافت نمىشود. اين مىرساند كه در كلمات انتخابى هر جمله و جملههاى انتخابى هر آيه، آن اندازه دقّت به كار رفته كه از توان بشر بيرون مىباشد، زيرا اينگونه رعايت دقيق كلمات و جملات انتخابى، به احاطه كامل و حضور ذهنى بالفعل نياز دارد و انسان هر اندازه كه در شناخت ويژگىهاى لغت پيشرفت كرده و آمادگى داشته باشد، اينگونه احاطه وسيع و حضور ذهنى دائم نخواهد داشت؛ و احيانا- هر چند كه قوىّ و نيرومند باشد- اشتباه مىكند و واژهها يا جملاتى را به كار مىبرد كه مورد خردهگيرى قرار مىگيرد. اين خاصيّتى است كه در نوع سخنسرايان آزموده و عبارتپردازان با سابقه يافت مىشود. ولى قرآن- با آن گستردگى و طول زمان نزول- بر همان قوّت و قدرت كلامى خود استوار و يكسان است.
درباره دقّت در چينش و انتخاب حسابشده كلمات گفتهاند: «لو انتزعت منه لفظة ثمّ أدير بها لغة العرب كلّها على أن يوجد لها نظير في موضعها الخاصّ لم يوجد البتة»[١].
٢. اسلوب بيان و سبك و شيوه نظم قرآن، جملهبندىها و چينش الفاظ و عبارات، در قالبى نو و اسلوبى تازه بر عرب عرضه شده، كه كاملا بىسابقه بوده و پس از آن نيز كسى مانند آن نياورده است. با اين كه اينگونه نظم و تأليف كلام تازگى داشت، ولى از چارچوب اسلوبهاى كلامى عرب بيرون نبود. انواع كلام كه در ميان فصحاى عرب متداول بود يا شعر است يا نثر يا سجع[٢]، كه هريك داراى محاسنى و در كنار آن نيز معايبى بود.
حسن شعر در گيرا بودن آن است كه مايه جذب و نفوذ در اعماق قلب مىگردد، ولى قيد قافيه و رعايت وزن خاص، آزادى صاحب سخن را تا حدودى سلب مىكند. حسن نثر در آزاد بودن صاحب سخن است. هرگونه كلمات و الفاظى كه
[١] سخنى است از ابو سليمان حمد بن محمد بستى و ابن عطيّه غرناطى صاحب تفسير المحرر الوجيز و شيخ عبد القاهر جرجانى و ديگر بزرگان علم و ادب كه تفصيل آن را در التمهيد ج ٤ و ٥ آوردهايم.
[٢] شعر: سخن موزون و داراى قافيه است. نثر: سخن پراكنده( فاقد وزن و نظم خاص) سجع: جملات كوتاه و داراى قافيه ولى فاقد نظم و وزن خاص.