علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٠ - تعريف وجوه و نظائر
وجهى چند آيت از قرآن به دليل آوردم ...»[١].
تعريف وجوه و نظائر
وجوه، درباره محتملات معانى به كار مىرود و نظائر، درباره الفاظ و تعابير. اگر در لفظ يا عبارتى چند معنا احتمال رود، اين معانى را «وجوه» گويند. بدين معنا كه عبارت مذكور را بتوان بر چند وجه تعبير كرد و هر وجهى را تفسيرى شمرد. نظائر در الفاظ يا تعابير مترادفه به كار مىرود و آن هنگامى است كه چند لفظ (كلمه يا جمله) يك معناى تقريبى واحد را افاده كنند. اين بيشتر در الفاظى يافت مىشود كه داراى معانى متقارب و مترادف باشند و جدا ساختن آنها گاه دشوار مىنمايد. در قرآن از هر دو نوع فراوان يافت مىشود. لذا شناخت وجوه و نظائر در قرآن يك ضرورت تفسيرى به شمار مىرود.
جلال الدين سيوطى در تعريف وجوه چنين گويد: «فالوجوه للفظ المشترك الذى يستعمل في عدة معان، كلفظ الأمّة ..[٢]؛ وجوه لفظ مشتركى را گويند كه در چند معنا به كار مىرود، مانند لفظ" امّت" كه به سه معنا آمده: ملت، طريقت و مدّت». امّت به معناى ملت در آيه: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً[٣]؛ اين چنين است كه ما شما را ملتى ميانه قرار داديم». امّت به معناى طريقت نظير آيه: «إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ[٤]؛ ما پدرانمان را بر طريقتى [روشى] يافتيم و ما همان را دنبال مىكنيم». امّت به معناى مدت نظير آيه: «وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ ...[٥]؛ و آنكس از آن دو [زندانى] كه نجات يافته و پس از مدتى [يوسف را] به خاطر آورده بود، گفت ...».
در تعريف نظائر گويد: «و النظائر، كالألفاظ المتواطئة ...؛ نظائر الفاظى را گويند كه با يكديگر همآهنگ و همتا باشند» مانند الفاظ مترادفه كه معانى آنها يكسان يا نزديك به هم باشند.
[١] از مقدمه مؤلّف بر كتاب، ص ٢- ١.
[٢] الاتقان، ج ٢، ص ١٢١.
[٣] بقره ٢: ١٤٣.
[٤] زخرف ٤٣: ٢٣.
[٥] يوسف ١٢: ٤٥.