علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٨ - در روايات اهل سنت
فرشتگان آن را بر وفق لهجه عرب بالا برده به ساحت قدس الهى عرضه مىدارند.
همين است معنا گفتار ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده است: «من در ميان امتى مبعوث شدهام كه در ميان آنان عجوز و پيرمرد و نوجوان پسر و دختر و افرادى كه هرگز كتابى نخواندهاند، وجود دارند». لذا تجويز فرموده تا امت وى قرآن را بر هفت حرف و بر حسب اختلاف لهجههاى خود قرائت كنند و لهجههاى خاصى كه نمىتوانند آن را ادا كنند بر آنان تكليف نشده است. در روايت ديگرى فرموده: «قرآن را به هرگونه كه مىخواهيد، يعنى هر گونه كه مىتوانيد، قرائت كنيد». يا «هر كسى قرآن را به نحوى كه آموخته بخواند، همگى در همين زمينه است». در همين مورد ابو العاليه روايت كرده كه پنج نفر آياتى از قرآن را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خواندند و هر پنج نفر در لغت (يعنى در لهجه) با يكديگر اختلاف داشتند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قرائت هر پنج نفر را تصويب نمود[١].
ابن قتيبه مىگويد: «از تسهيلات خداوندى يكى اين است كه امر فرمود به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تا قرآن را هر قومى به لغت خودشان و بر حسب عادت خودشان تعليم دهد. في المثل طايفه هذيل به جاى «حَتَّى حِينٍ»[٢] «عتّى حين» مىخواندند، براى اينكه اين كلمه را به همين نحو تلفظ مىكنند. طايفه اسد نيز «تعلمون» و «تعلم» و «تَسْوَدُّ وُجُوهٌ»[٣] را به كسر «تاء» تلفظ مىنمايند و «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ»[٤] را به كسر همزه «اعهد» مىخوانند. طايفه تميم همزه را اظهار مىكردند و قريش اظهار نمىكردند.
برخى كلمه «قِيلَ»[٥] و «غِيضَ»[٦] را به اشمام ضمّه با كسره و برخى «رُدَّتْ»[٧] را به اشمام كسره و با ضمه و برخى ديگر «و ما لك لا تأمنّا»[٨] را به اشمام ضمه و با ادغام تلفظ و قرائت مىكردند. اين از آن جهت است كه هر زبانى به نحوى عادت كرده و قدرت تلفظ به غير آنچه عادت كرده ندارد. اگر قرار بود كه هر گروه از اين اقوام مكلف باشند، اعم از كودك و نوجوان و پير، لغت خود را تغيير دهند و عادت خود را ترك
[١] تفسير طبرى، ج ١، ص ١٥.
[٢] مؤمنون ٢٣: ٥٤.
[٣] آل عمران ٣: ١٠٦.
[٤] يس ٣٦: ٦٠.
[٥] بقره ٢: ١١.
[٦] هود ١١: ٤٤.
[٧] يوسف ١٢: ٦٥.
[٨] يوسف ١٢: ١١.